برگردان به زبان ساده
دل سودازده را کار به سامان نرسد
تا مرا دست به آن زلف پریشان نرسد
هوش مصنوعی: دل آشفته و بیقرار نمیتواند به آرامش برسد تا زمانی که به آن زلف پریشان دسترسی نداشته باشم.
دل من تنگ و غم هجر فراوان چه کنم
گر بامداد من آن دیده گریان نرسد
هوش مصنوعی: دل من پر از غم و دلتنگی است و اگر صبح شود و آن چشمان گریانم را نتوانم ببینم، چه کار باید بکنم؟
گر بدامان نرسد دست منت نیست عجب
دست درویش همانا که بسلطان نرسد
هوش مصنوعی: اگر دست به دامن کسی نرسد، هیچ عجیب نیست که دست فقر و تهیدستی نیز به سلطان نمیرسد.
هر چه را مینگرم هست بعالم پایان
شب هجر از چه ندانم که بپایان نرسد
هوش مصنوعی: هر چیزی را که میبینم در این دنیا وجود دارد، اما نمیدانم چرا این شب جدایی هرگز به پایان نمیرسد.
چشم یعقوب سفید است ببیت الاحزان
آه اگر قافله مصر بکنعان نرسد
هوش مصنوعی: چشم یعقوب از شدت غم و گریه به شدت روشن و سفید شده است. ای کاش کاروانی که به مصر میرود به کنعان نرسد، زیرا این خبر برای او بسیار دردآور خواهد بود.
کی صدف حامله لؤلؤی لالا گردد
شب گر از چشم ترم اشک بعمان نرسد
هوش مصنوعی: کی صدف حامل لؤلؤ زیبا میشود؟ اگر اشکهای من شبانه به دریا نرسد.
سیل اشکم شده پیوسته بهم در شب هجر
عجب ار قامت این موج بطوفان نرسد
هوش مصنوعی: اشکهایم به صورت مداوم ریخته میشود و در شب جدایی برایم عجیب است که آیا این حجم غم و درد به اندازهای نیست که بتواند به طوفان بیفتد.
هر چه چون گوی بمیدان طلب گردیدم
دست من در خم آنزلف پریشان نرسد
هوش مصنوعی: هرچه تلاش کردم و در میدان جستجو به دنبال آن رفتم، نتوانستم به زلف آشفتهاش دست یابم.
بهر آشفته مبر زحمت بیهوده طبیب
درد عشق است همان به که به درمان نرسد
هوش مصنوعی: برای افراد گرفتار در درد و رنج عشق، تلاش برای درمان آن بیفایده است. بهتر است که این درد را تحمل کنند و به دنبال راهی برای رفع آن نباشند.