برگردان به زبان ساده
پیر میخانه چرا دوش مرا بار نداد
خامیم دید وز آن آب شرربار نداد
هوش مصنوعی: چرا دیروز پیر میخانه به من اجازه نداد که از شراب بهرهمند شوم و مرا نادان دید و از آن آب تلخ سیراب نکرد؟
شاخ امید که از رشحه خم خرم بود
اندرین فصل بهارم زچه رو بار نداد
هوش مصنوعی: در این بهار، شاخ امیدی که از شراب شادی زندگیام جوانه زده، به چه دلیل ثمر نمیدهد؟
اثر نیک و بدی ها بنهاد من و توست
ساقی دور کرا باده بمعیار نداد
هوش مصنوعی: تأثیر کارهای خوب و بد ما به دست خود ماست. ای ساقی، چرا بادهای به اندازه و معیار به ما نمیدادی؟
من بی پا و سرو طوف حریمش هیهات
بس کلیم آمدش و راه بدربار نداد
هوش مصنوعی: من بدون پا و سر و دست، هرگز به حریم او نزدیک نمیشوم. حتی کلیم هم نتوانست به بارگاه او برسد.
بار زلفین تو گفتم که زدل بردارم
دست و پاها زدم وباز دلم بار نداد
هوش مصنوعی: به تو گفتم که از عشق و وابستگیات دست بردارم، اما با تمامی تلاشهایم نتوانستم خودم را رها کنم و دل به تو هنوز پابند است.
نافه مشک بود خشک که از چین و ختاست
این چنین مشک طری آهوی تاتار نداد
هوش مصنوعی: نافه مشک در شرایطی خشک و بیمحتوا است که به خاطر دور از دسترس بودنش از چین و ختا، بوی خاصی ندارد. این بوی خوش، مانند عطر آهوی تاتار، نمیتواند به راحتی به دست آید.
شکوه از شیخ و برهمن بکه گویم چکنم
آن براند از حرمم این ره خمار نداد
هوش مصنوعی: از بهانههای شیخ و برهمن شکایت دارم، اما نمیدانم چه کار کنم که این مشکلات مرا از دنیای خمار و مستیام دور نکند.
کیست در میکده یا رب که شکوهش امشب
مست را راند زدر راه به هشیار نداد
هوش مصنوعی: در میکده، آیا کسی هست که صدای شکوهش، امشب مستی را از در بیرون کند و به هشیارها توجّهی نداشته باشد؟
لعل ضحاک چه خونها که زهر دیده بریخت
زلف چون مار دلی نیست که آزار نداد
هوش مصنوعی: شراب خالص و سرخ رنگی که مانند خون بر زمین ریخته، به خاطر زلفهایی که مانند مار پیچیده، دل کسی را نمیتوان پیدا کرد که زیر فشار این زلفها آسیب ندیده باشد.
طوق کافر نشد و زینت دست مسلم
رشته تا زلف تو بر سبحه و زنار نداد
هوش مصنوعی: طوق کافر نتوانست بر گردن بیفتد و زینت دست مسلمان، رشتهای شد که به زلف تو گره خورد و زنار به آن نداد.
کی سلیمان شدیش زیر رنگین ملک جهان
تا باو لعل لبت خاتم زنهار نداد
هوش مصنوعی: چه زمانی مثل سلیمان شدی که زیر سایهی رنگین افسونهای دنیا قرار گرفتی، تا اینکه برای او با لبهای لعلینت، انگشتری زینت نبخشیدی.
بجز از احمد و حیدر که دو نور احدند
راه کس را به پس پرده اسرار نداد
هوش مصنوعی: جز احمد و حیدر، که هر دو نور و روشنی خاصی دارند، هیچکس را به عمق اسرار هدایت نکردهاند.
کرده انکار خدائی و نبوت بیقین
هر کسی او بولای علی اقرار نداد
هوش مصنوعی: هر کسی که به خدا و نبوت ایمان ندارد و منکر آنهاست، به یقین اگر به ولایت علی اعتراف نکند، در حقیقت ایمان واقعی ندارد.
باری آشفته تو را دست بگیرد حیدر
راند گر شیخت و خمار گرت بار نداد
هوش مصنوعی: اگر در حالتی آشفته و نگران هستی، علی (حیدر) میتواند به تو کمک کند، حتی اگر در حالت مستی و سرخوشی به سر ببری و بار سنگینی را بر دوشت نگذارند.
تا دم روح فزایش مدد روح نشد
دم عیسی اثری بر تن بیمار نداد
هوش مصنوعی: وقتی که انرژی و حیات الهی به وجود نیاید، حتی دم عیسی هم نمیتواند بر بیماری تأثیر بگذارد.