برگردان به زبان ساده
بجز از لب تو پسته بجهان شکر نریزد
بجز از قد تو از سرو عبیر تر نریزد
هوش مصنوعی: به جز لبهای تو، هیچ چیز دیگری در دنیا مانند شکر شیرین نیست و به جز قامت تو، هیچ درختی به زیبایی سرو نمیرسد.
نه همین بلعل شیرین خط سبز برفشاند
به شکر لب تو طوطی نبود که پر نریزد
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که خط و بیان شیرین یک فرد، مانند رنگ سبز یا شکر است که زیبایی خاصی دارد؛ اما هیچ چیز نمیتواند با زیبایی و دلپذیری لبهای تو که مانند طوطی مینوازد، مقایسه شود. در واقع، شاعر میخواهد بگوید که زیبایی و جذابیت کسی را نمیتوان با چیزهای دیگر سنجید.
سر خود نهاده آشفته براه زلفت آری
چو بصولجان رسد گوی چگونه سر نریزد
هوش مصنوعی: سرم را بر آن زلف آشفتهات گذاشتهام، بله، وقتی بصلجان (محبوب) بیاید، چگونه دلم نریزد و سر به آتش عشق نسپارم؟
زحدیث درد هجران بنویسم ار حدیثی
نبود شبی که کلکم بورق شرر نریزد
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از درد دوری بنویسم، باید بگویم که هر شب، همه شما را به خاطر آتش درونم، بر روی ورقها میریزم.
من خاکی ار زحیدر نکم طمع نشاید
که سحاب آب بر گل نتواند ار نریزد
هوش مصنوعی: اگر من از حیدر (علی) کسی باشم که از او طلبی نکنم، نباید انتظار داشته باشم که ابرها بر گلها باران بریزند.
اسدالله آنکه نامش چو برند در نیستان
نشود که پنجه از بیم ز شیر نر نریزد
هوش مصنوعی: اسدالله کسی است که وقتی نامش در میدان جنگ بر زبان آورده میشود، از ترس شیر نر قوت و شجاعتش را از دست نمیدهد.