برگردان به زبان ساده
کالای جان نه چیزیست کِش سرسری توان داد
یا دل که هر دم او را بر دلبری توان داد
هوش مصنوعی: محصول واقعی زندگی نه چیزی است که به سادگی بتوان به آن بیتوجهی کرد، یا نمیتوان دل را هر لحظه به کسی سپرد و بروز احساسات کرد.
حق جوی همچو حلاج تا سر به دار بازی
ورنه به پای هر خس کی خود سری توان داد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی حق را جستجو کنی و در این مسیر پایدار بمانی، باید همچون حلاج که به خاطر عقایدش به دار آویخته شد، فداکار و استوار باشی. در غیر این صورت، هیچگاه نمیتوانی بر ناملایمات و دشواریها غلبه کنی و تسلیم نشوی.
خود در طلب میازار یوسف بجو به بازار
کاندر بهای حسنش مشت زری توان داد
هوش مصنوعی: در جستجوی معشوق خود، خود را اذیت نکن، به دنبال یوسف باش، زیرا برای خریدن زیبایی او باید بهایی گران پرداخت.
ما بسملیم از عشق کو یار سیمساعد
کز شوق خنجر او خود خنجری توان داد
هوش مصنوعی: ما از عشق به شدت آسیبپذیریم، اما یار ما که با بازوهای نازکش جذابیت دارد، به قدری شوقانگیز است که میتواند به ما درد و رنج برساند.
خاریم ما در این باغ چون عشق تربیت کرد
از آبیاری او لابد بری توان داد
هوش مصنوعی: ما در این باغ مانند خارها هستیم، زیرا عشق ما را پرورش داده است و بدون آبیاری او، قطعاً نمیتوانستیم به این وضعیت برسیم.
ساقی تو صاف داری خامند این حریفان
خیز و بجو حریفی کِش ساغری توان داد
هوش مصنوعی: ای ساقی! تو شراب را به خوبی مینوشانی، به جمع حریفان برو و کسی را پیدا کن که بتواند با ساغر تو هماهنگ شود و سرحالی بیاورد.
مرغ دلم به دامت جانا چو خانهزاد است
او را ز نوک پیکان بال و پری توان داد
هوش مصنوعی: دل من مانند پرندهای است که به دام تو گرفتار شده و حالا مثل پرندهای هست که در خانهای بزرگ شده است. اگر تو به او اجازه دهی، میتواند با بال و پر تازهای از نوک پیکان تو پرواز کند.
ویرانسرای دل را دادی به خیل غمزه
ملکی بود گر آباد بر لشکری توان داد
هوش مصنوعی: دل ویران و افسردهام را به دست اشک و غم سپردی. اگر این قلب میتوانست آباد شود، قادر بود بر لشکری از احساسات تسلط یابد.
دادی به ترک چشمت از چه حکومتِ دل
کی کشور مسلمان بر کافری توان داد
هوش مصنوعی: چشمانت به دیگری توجه دارد و بر این اساس، چگونه میتوان دل را که در دست توست، به کسی که به او ایمان ندارد واگذار کرد؟
جز مصطفی و آلش کس در جهان ندیدم
کاندر نثار مدحش شعر تری توان داد
هوش مصنوعی: جز پیامبر و خانوادهاش، کسی را در جهان ندیدم که شایسته باشد برای ستایش او شعری تازه سرود.
آشفته مدحخوان شد یارب به حیدر و آل
از هشت باب خلدت او را دری توان داد
هوش مصنوعی: خدایان را ستایش کرد و به یاد حیدر و خانوادهاش بهشت را از هشت در آن به او معرفی کرد.