برگردان به زبان ساده
با اینکه چشمانت به دل خنجر بسی بشکستهاند
عقد خم زلفین تو دلها به هم پیوستهاند
هوش مصنوعی: با وجود اینکه چشمانت دلهای زیادی را شکستهاند، اما زلفهای خمیدهات باعث شدهاند دلها به هم نزدیک شوند و به هم پیوند بخورند.
گر نه گشاد ملک دل اندر نظر دارند باز
خوبان به این تنگی چرا یارب کمر را بستهاند
هوش مصنوعی: اگر دل را گشاده نمیدانند، پس چرا معشوقان با این حالت تنگنظری رفتار میکنند؟ چرا به خودشان اجازه نمیدهند که زندگی را راحتتر بگذرانند؟
با آهوی چشمت بگو تعویذی از خط برنهند
یک خیل ترک تیرزن پهلوی او بنشستهاند
هوش مصنوعی: با نگاه زیبا و دلربای تو، از خطوطی که بر روی چهرهات نقش بسته، از خدا بخواه که نیروهای عشق دور شوند. در کنار تو، گروهی از تیراندازان ترک نشستهاند که به زیبایی تو دل باختهاند.
بسته به شیخ و برهمن زلفت همانا رشتهای
کاین سبحه و زنار را از یکدیگر بگسستهاند
هوش مصنوعی: این جمله به ارتباط میان دو شخصیت یا مفهوم اشاره دارد که زلف محبوبی را به عنوان نمادی از کمال و زیبایی معرفی میکند. نقش زلف در اینجا به عنوان عامل جدایی میان دو چیز دیگر، یعنی سبحه و زنار، که نمادهایی از دو مذهب یا فرهنگ مختلف هستند، مطرح شده است. این موضوع نشاندهنده این است که هر یک از این مفاهیم با یکدیگر در تضاد و در عین حال در ارتباطاند.
با اینکه در لعل لبان داری دوای خستگان
برگو چرا چشمان تو بیمار و زار و خستهاند
هوش مصنوعی: با اینکه لبهای زیبا و سرخ تو میتوانند مایه آرامش خستگان باشند، اما چرا چشمان تو چنان بیمار و زحمتکشیده به نظر میآیند؟
این بتپرستان بعد از این سجده به تو آرند چون
در هرکجا باشد بتی از شرم تو بشکستهاند
هوش مصنوعی: این بتپرستان پس از این، به تو سجده خواهند کرد، زیرا در هر جا که بتی وجود داشته، از شرم تو آن را شکستهاند.
آشفته جز لیلا دگر در خود نبیند جلوهگر
آنان که از قید هوا مجنونصفت وارستهاند
هوش مصنوعی: هیچکس جز لیلا در دلشان آرامش ندارد و کسانی که از بند خواستههای دنیوی رها شدهاند، در خودشان زیبایی و جلوهای نمیبینند.
منت ز آب دیدگان دارم بسی اندر جهان
کز دل به جز مهر علی هر نقش دیگر شُستهاند
هوش مصنوعی: من به خاطر اشکهایم در دنیا بسیار شکرگزارم، زیرا از دل من تنها محبت علی باقی مانده و هر تصویر دیگری محو شده است.