برگردان به زبان ساده
تا با رقیب یار دمی گرم صحبت است
آهی زدل بر آر که فرصت غنیمت است
هوش مصنوعی: زمانی که با رقیب و یار در حال گفتوگو هستی، از دل خود آهی به در کن، زیرا این لحظه فرصتی ارزشمند است.
از قصر طاقدیست و خورنق نشان نماند
کاخی که پایدار بماند محبت است
هوش مصنوعی: از قصرهای زیبا و شکوهمند، چیزی باقی نمیماند، اما عشق و محبت چیزهایی هستند که همواره پا برجا میمانند و از بین نمیروند.
باز آمدی و نیست متاعی بغیر جان
بی چیز را زمقدم مهمان خجالت است
هوش مصنوعی: تو دوباره برگشتی، اما چیزی جز جانم برای تو ندارم. بدون داشتن چیزی، به پذیرایی ات خیلی شرمندهام.
ای کاشکی زبیخ فکندیش باغبان
نخل وفا که میوه او جمله حسرت است
هوش مصنوعی: ای کاش باغبان درخت وفا را از ریشه میکند، زیرا ثمرهاش تنها حسرت به بار میآورد.
حسرت زجم نمیبرد و جام میکشد
آنرا که در زمانه بسر چشم عبرت است
هوش مصنوعی: کسی که در زندگی تجربه و عبرت میاندوزد، دیگر حسرت یکدیگر را نمیخورد و به شربت زندگی ادامه میدهد.
درویش را که بخت نیارد گذشت چیست
سلطان زتخت اگر گذرد عین همت است
هوش مصنوعی: اگر تقدیر به درویش اجازه عبور ندهد، آیا سلطان میتواند از تخت خود پایین بیاید؟ این نشاندهندهی عزم و اراده است.
عاقل کسی که برد تمتع زدلبری
آن را که عشق نیست گرفتار غفلت است
هوش مصنوعی: عاقل کسی است که از زیبایی و محبت لذت میبرد، اما کسی که در عشق گرفتار شده، در واقع در غفلت به سر میبرد.
شنعت مکن مذلت عشاق را حکیم
هر ذلتی که عشق دهد عین عزت است
هوش مصنوعی: عشق باعث نمیشود که عاشق دچار ذلت شود، بلکه هر نوع درد و رنجی که از عشق ناشی میشود، به نوعی به عزت و بزرگمنشی او مرتبط است. پس از نظر حکمت، ذلت عاشق، در واقع یک نوع عزت و شرف به شمار میرود.
اهل نظر بمعنی خوبان به بسته دل
صورت پرست چون حیوان گرم شهوت است
هوش مصنوعی: افراد با discernment و درک عمیق، افرادی را که فقط به ظاهر و زیباییهای ظاهری توجه میکنند، مانند حیواناتی میدانند که تنها به غریزه و شهوت خود میپردازند.
گر خود هوای نفس زلیخا نداشتی
بر یوسف عزیز بگو این چه تهمت است
هوش مصنوعی: اگر خودت خواستههای نفس و آرزوهای زلیخا را نداشتی، باید به یوسف بگویی این چه تهمتی است؟
دارای خرمنی تو و ما خوشه چین حسن
درویش را مران که خلاف مروت است
هوش مصنوعی: در دنیای ما، تو و من بهرهوری و نعمت زیادی داریم. پس اجازه نده که خوشهچینانی مثل حسن درویش را از خود برانیم، چون این کار ناپسند و ناوابسته به مروت است.
چون بنگرد دهان تو را در سخن حکیم
ناچار در دهانش انگشت حیرت است
هوش مصنوعی: وقتی که حکیم به دهان تو نگاه میکند و صحبتهای تو را میشنود، به طور ناخواسته به حیرت میافتد و انگشتش را به نشانه شگفتی به دهانش میبرد.
ساقی بده شراب فرخ خیز عشق دوست
آشفته را که سخت گرفتار محنت است
هوش مصنوعی: ای ساقی، به من شراب عشق محبوب را بده، چرا که دلآشفتگیام را تسکین دهد، زیرا بسیار در درد و رنج گرفتارم.
هر جا که دولتی است بدوران فنا شود
ما را زگنج مهر علی طرفه دولتست
هوش مصنوعی: هر جا که حکومتی وجود داشته باشد، به مرور زمان از بین میرود و فقط محبت و گنجینۀ عشق علی باقی میماند که ارزش واقعی و پایدار را به نمایش میگذارد.