برگردان به زبان ساده
بلای جان من خسته سرو بالائیست
زخوان عشق مرا نعمتی والائیست
هوش مصنوعی: مشکل بزرگ من، دلی شکسته و غمگین است که به خاطر عشق، برایم نعمتی بزرگ به شمار میآید.
مراد دل طلبیدن زدوست خودکامیست
نه عاشقست که جز دوستش تمنائیست
هوش مصنوعی: معنای این بیت این است که خواسته واقعی دل، آرزوی رسیدن به دوست است و نه یک عاشق، زیرا عاشق تنها آرزوهایی جز دوستش ندارد. در واقع، این بیانگر این است که عشق واقعی تنها در طلب و خواسته از دوست معنا پیدا میکند.
مرو تو از پی دل گرچه طالب وصلست
که رفتن از پی دل منتهای خود رائیست
هوش مصنوعی: هرچند که برای رسیدن به محبوب تلاش میکنی، اما اگر به دنبال دل خود بروی، در واقع به بدترین نوع خودسری و خودخواهی دچار میشوی.
چو شمع انجمن افروز خاص و عام مباش
که قدر خود شکند شاهدی که هر جائیست
هوش مصنوعی: همچون شمعی که نور میافشاند، نه تنها برای خاصان بلکه برای همه افراد در جمع باشید؛ زیرا اگر خود را کوچک کنید، بهراستی در نظر دیگران نیز ارزشتان کاهش مییابد.
مرا زصحبت تنها چو جان و تن فرسود
کنون بگوشه عزلت هوای تنهائیست
هوش مصنوعی: خستگی از صحبت تنها روح و جسمم را فرسوده کرده است، اکنون در گوشهی تنهایی به دنبال آرامش هستم.
بگوش تو نرسید ار فغان من شب هجر
زضعف بود مپندار کز شکیبائیست
هوش مصنوعی: اگر صدای فغانی که در شب جدایی از من به گوش تو نرسیده، به خاطر ضعف من بوده، پس نپندار که این ناشی از صبوری من است.
چو دید دیده زلف و رخت بدل میگفت
محیط مرکز خورشید شام یلدائیست
هوش مصنوعی: وقتی به چهره و زلفت نظر میکنم، احساس میکنم که تو مرکز زیبایی و روشنی هستی، همانطور که شب یلدا تاریکی را با نور خورشید میشکند.
ببخش بار خدایا بجرم آشفته
که گرچه زشت ولی مدح خوان زیبائیست
هوش مصنوعی: خداوند، لطفاً به خاطر خطاهایم ببخشای! هرچند کارهای من نابجا و زشت است، اما زیبایی به گونهای دیگر هم قابل ستایش است.
زشور عشق علی شهره ام بشیدائی
چو عندلیب که مشهور گل بشیدائیست
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق به علی، در همه جا معروف شدم، مانند بلبل که به خاطر عشق به گل، شهرت دارد.
بر آستان تو با سر مگر طواف کنم
چرا که وادی ایمن نه جای هر پائیست
هوش مصنوعی: جز در آستان تو با سر نمیتوانم بگردم، زیرا سرزمین امن و آرامی نیست که هر کس بتواند در آن قدم بگذارد.