برگردان به زبان ساده
ساقی عشق چو می در قدح مستان ریخت
شحنه عقل چو بشنید زمجلس بگریخت
هوش مصنوعی: دختر عشق وقتی نوشیدنی را در لیوان عاشقان ریخت، نگهبان عقل که این را شنید، از مجلس بیرون رفت.
چه کمند است خم زلف نکویان یا رب
هر که پیوست بدین حلقه زعالم بگسیخت
هوش مصنوعی: زلف زیبای محبوبان مانند یک کمند است و هرکس که به این حلقه گرفتار شود، از دنیای خود جدا میشود.
دوست باز از لب شیرین سخن از دشمن گفت
شهد با زهر هلاهل زچه یارب آمیخت
هوش مصنوعی: دوست دوباره از زبان شیرین خود درباره دشمن صحبت کرد. چرا باید عسل را با زهر بیامیزد، ای پروردگار؟
این نه خطست بر آن عارض گلرنگ که دوش
زلفکان بر گل رخساره تو غالیه بیخت
هوش مصنوعی: این خطی که بر روی صورت زیبای تو نقش بسته، مانند رنگ گل نیست، بلکه ناشی از زلفهای توست که شب گذشته بر روی چهره ات چون عطر گلاب پاشیده شده است.
پیر میخانه ما بود در آنجا طراح
چونکه معمار ازل طرح جهان را میریخت
هوش مصنوعی: پیر میخانه ما در آنجا به طراحی پرداخته بود، همانطور که معمار ازل طرح جهان را میکشید.
شیر حق دست خداوند که از یک جولان
اسب قدرت بهمه ساحت امکان انگیخت
هوش مصنوعی: شیر حق، نماینده قدرت و حق خداوند است که با توانایی و قدرت خود به همه جا اثر میگذارد و امکانات را به حرکت درمیآورد.
دست آشفته و دامان شما آل عبا
همچو خاریست که بر دامن گلها آویخت
هوش مصنوعی: دستهای نامنظم و لباس شما مانند خاری است که بر گلهای زیبا و لطیف نشسته است.