برگردان به زبان ساده
بمددکاری عشقت زهوس شاید رست
عشق هر جا بدرون شد در شهوت بربست
هوش مصنوعی: با کمک عشق تو، ممکن است که از هوس رهایی یابم. عشق اگر به درون انسان بیافتد، در شهوت مسلط میشود.
عقل را بار ندادند بخلوتگه عشق
کی بود بار گدا را چو شهنشاه نشست
هوش مصنوعی: عقل به محفل عشق راهی نیافت، زیرا چگونه میتوانست بار گدایی را به دوش بکشد در حالی که پادشاه در آنجا نشسته است.
عیب رندی و هوسناکی عشاق مکن
کاین مجازیست که لابد بحقیقت پیوست
هوش مصنوعی: تقصیرها و هوسهای عاشقان را سرزنش نکن، زیرا این مسائل زودگذر و فانی هستند و در نهایت به حقیقتی عمیق و پایدار متصل خواهند شد.
نه گمانم که در آفاق پذیرد مرهم
ناوک تیر نظر در دل هر کس بشکست
هوش مصنوعی: من فکر نمیکنم که کسی در جهان بتواند مرهمی برای زخمهای ناشی از تیرنگاه معشوق پیدا کند، چرا که این تیر، قلب هر کسی را میشکند.
طایر بی پر و بال دل و رستن از دام
وه که جبریل باین بال از این دام نجست
هوش مصنوعی: پرندهای که نه بالی دارد و نه راهی برای پرواز، از دام رهایی نمییابد. وای بر او که حتی جبرئیل نیز با این بالها نتوانست از این دام بگریزد.
هم مگر بوسه نهد ریش درون را مرهم
نمک قند لبت چون دل مجروح بخست
هوش مصنوعی: شاید اگر کسی لبهای شیرین تو را ببوسد، ریشۀ درد و زخمهای دل را التیام بخشد.
تو اگر زاهد خود بینی و گر عارف حق
لاجرم هیچکس از طعنه اغیار نرست
هوش مصنوعی: اگر خود را زاهد یا عارف میدانستی، باز هم از انتقادات و طعنههای دیگران در امان نخواهی بود.
همچو پرگار بسر میدوم از هر طرفی
اختیاری چو در این دایره ام نیست بدست
هوش مصنوعی: مانند پرگار از هر سو میچرخم و میدوم، اما در این دایره که هستم، اختیاری ندارم و در دستم نیست.
نبرد منت ساقی بهمه دور حیات
هر که آشفته کشد جرعه ای از جام الست
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به اهمیت و تأثیر مشروبات روحانی و احساساتی که از ساقی میگیرد اشاره میکند. او میگوید که در میانسالی، هر کس که دچار آشفتگی و پریشانی است، اگر جرعهای از این جام روحانی بنوشد، میتواند از مشکلات و تنشهای زندگی رهایی یابد و آرامش پیدا کند. پس این نوشیدن همچون نجاتی از دغدغههای زندگی است.
در حرم خانه دل نور علی همچو خلیل
هر کجا نقش بتی دید سرا پا بشکست
هوش مصنوعی: در دل مؤمن، نور الهی همچون حضرت ابراهیم (خلیل) در هر جا که تصویری از بت را مشاهده کند، تمام آن بتها را میشکند.