برگردان به زبان ساده
مرا که هجر تو در ششدر هلاک انداخت
پس از تو نرد غم عشق با که خواهم باخت
هوش مصنوعی: من که به خاطر جدایی تو به سختی افتادهام، حالا با چه کسی میتوانم در بازی غم عشق شرکت کنم؟
ز هر چه هست بپرداختیم خانه ولی
ز دوست خانهٔ دل را نمیتوان پرداخت
هوش مصنوعی: ما از هر چیزی که لازم بود، هزینه کردیم و خانهای ساختیم، اما نمیتوانیم عشق و محبت را از دل خود بپردازیم.
به مزدقان برو ای باد مژگانی بر
که ترکی از تو همه فارس را مسخر ساخت
هوش مصنوعی: ای باد مژگانی، به بزم و شادی برو، زیرا که زیبایی تو با ترکی که داری، همه فارسها را شیفته و مسحور کرده است.
بر آن نگار زرندی چه شد مسلم فارس
لوای حسن دگرباره بر عراق افراخت
هوش مصنوعی: بر آن دلبر زریر چه آمد؟ دیگر بار پرچم زیبایی را بر عراق برافراشت.
شد است خاک من اکسیر عشق پنداری
تنم ز بوتهٔ مهرت فلک ز بس که گداخت
هوش مصنوعی: من ملبس به عشق تو هستم، گویی خاک وجودم به اکسیر عشق تبدیل شده است. احساس میکنم که بدنم از محبت تو به شدت میسوزد.
رسد به کعبهٔ مقصود آن طلبکاری
که پای را ز سر اندر ره طلب نشناخت
هوش مصنوعی: به مقصد کعبه میرسد کسی که در جستجوی خود، از معانی و اهداف بزرگ غافل نشود و پا را بهدرستی بر زمین بگذارد.
اگر خدای نمیخواست کردن آشفته
چرا شکنج سر زلف تو پریشان ساخت
هوش مصنوعی: اگر خداوند نمیخواست که در دلها اضطراب ایجاد کند، چرا موهای پیچ در پیچ تو را اینگونه آشفته و پراکنده ساخت؟