برگردان به زبان ساده
مگر ای عشق سر پرسش عشاق نداری
یا که داری و نظر بر من مشتاق نداری
هوش مصنوعی: آیا تو ای عشق، از سوالات و خواستههای عاشقان بیخبر هستی؟ یا اینکه خبر داری اما نگاهت به عاشق مشتاق من نیست؟
ای که زآهنگ مخالف روی از راه به مجلس
راستی آگهی از نغمه عشاق نداری
هوش مصنوعی: ای کسی که از صدای زشت و ناهماهنگ فرار میکنی، به جمع راستپنداران ورود نکن؛ تو از نغمههای عاشقانه و زیبای دلها بیخبر هستی.
نه گمانم که شبی روز شود در همه عمر
گر تو چون خور نظری بر همه آفاق نداری
هوش مصنوعی: من فکر نمیکنم که در طول عمرم شبی باشد که صبح شود، اگر تو مانند خورشید به همه جا نظر نداشته باشی.
چون تویی چشمه خورشید جهان شد ز تو روشن
از چه بر ساحت عاشق سر اشراق نداری
هوش مصنوعی: تو مانند چشمهٔ تابان خورشید هستی که جهان را از وجود خود روشن کردهای، اما نمیدانی چرا عاشق، در برابرت نور و الهام به دست نمیآورد.
عهدت از مهد به پایان ببرم تا به لحد هم
تا نگویی سر پاییدن میثاق نداری
هوش مصنوعی: عهد و پیمان تو را از همان کودکی تا زمان مرگ حفظ میکنم، تا هرگز نگویی که در ادامهی مسئولیتهایت کوتاهی کردهام.
مددی زهر غمم میکشد و تلخی تریاق
غفلتت چیست مگر ساقی تریاق نداری
هوش مصنوعی: کمک کن، چون غمم مثل زهر زندهام را میسوزاند و تلخی بیخبری و غفلتت چه فایدهای دارد؟ انگار که تو هیچ دارویی برای این درد نمیدانی.
به تغافل مگذر رفته خلافی اگر از من
می بیاور مگر آن آتش حراق نداری
هوش مصنوعی: اگر از من خطایی سر زده، بیتوجهی نکن و آن را نادیده نگیر، چون تو هم آتش خشم و انتقام را در دل نداری.
گر من آشفتهام و رند و نظرباز و قلندر
خبر از صومعه زاهد زراق نداری
هوش مصنوعی: اگر من سردرگم و سرکش هستم و به دنبال تجربههای نو، چه اهمیتی دارد که تو از حال زاهد و پرهیزگار که در صومعهاش نشسته خبر نداری؟
دست من گیر تو ای دست خدا از سر رحمت
کاینچنین بیسر و پا در همه آفاق نداری
هوش مصنوعی: دست تو را بگیر، ای نیروی الهی، چون به خاطر رحمتت، من اینگونه بیپناه و بیقدرت در دنیا سرگردانم.