برگردان به زبان ساده
رخنه ای شانه در آن زلف پریشان نکنی
تا که صد سلسله را بی سر و سامان نکنی
هوش مصنوعی: اگر در زلف پریشان محبوب، شکاف یا فرو رفتگی به وجود نیاوری، نمیتوانی به سر و سامان رساندن گرههای بینظم و درهم آن را انتظار داشته باشی.
کی شود بلبل و قمری زگل و سرو آزاد
گر تو گلرو بچمن سرو خرامان نکنی
هوش مصنوعی: زمانی که تو به زیبا رویی خود توجه نکنی و در دلنشینی و زیبایی طبیعت، همانند گل و سرو، نگذاری، نمیتوان بلبل و قمری را در آزادی و خوشحالی دید.
چه عجب گر دل عاشق هدف تیر تو شد
کوه نبود که در او رخنه بمژگان نکنی
هوش مصنوعی: شگفتا که اگر دل عاشق تو هدف تیر قرار گرفت، چه جای تعجب دارد که کوه هم نتواند در برابر اشکهای تو مقاوم باشد و رخنهای پیدا نکند.
گر مسیحا و فلاطون بودت در بالین
درد عشق ار بودت میل بدرمان نکنی
هوش مصنوعی: اگر حتی ایسا یا افلاطون در کنار تو باشند، ولی دردی از عشق داشته باشی و تمایلی به درمان آن نداشته باشی، فایدهای ندارد.
شنوی زآن لب نوشین سخنی گر همه عمر
میل ای خضر بسرچشمه حیوان نکنی
هوش مصنوعی: اگر از آن لب شیرین شیری بشنوی، نکوش که ای خضر در تمام عمر، به سرچشمه حیات نیفتی.
تا نگرید بچمن شب همه شب چشم سحاب
یک تبسم سحر ای غنچه خندان نکنی
هوش مصنوعی: تا زمانی که باران نبارد، شبها در سکوت میگذرد و چشم ابرها فقط به یاد صبحگاهی است که باید لبخند بزند. ای غنچه خندان، آیا تو لبخند نمیکنی؟
مردم از نوح نگویند بجز یک طوفان
نیست یک چشم زدن دیده که طوفان نکنی
هوش مصنوعی: مردم تنها یک واقعه از نوح را به یاد میآورند و آن طوفانی است که به راه انداخت. در حالی که اگر لحظهای درنگ کنی و طوفان به پا نکنی، دیگر هیچکس یاد تو نخواهد کرد.
نیست یک نظره ای ای غمزه که در دیر و حرم
کفر از جا نکنی غارت ایمان نکنی
هوش مصنوعی: ای غمزه، تو آنقدر جذاب هستی که حتی در مکانهای ناپسند مثل میخانه و معبد هم میتوانی ایمان و اعتقاد را تحت تأثیر قرار دهی و به طریقی آن را به چالش بکشی.
تا تو ای عشق بدین فر و هما جلوه گری
نبود مور که او را تو سلیمان نکنی
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو ای عشق با این زیبایی و جلوهگری وجود داری، هیچ موری نخواهد بود که نتوانی او را به سلیمان تبدیل کنی.
مظهر حقی و کان کرم و دست خدا
نشود اینکه بر آشفته ات احسان نکنی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی جلوهای از حق را نشان دهی و کریم و دست خدا باشی، نباید نسبت به کسی که در سختی و آشفتگی است، احسان و لطفی نداشته باشی.