برگردان به زبان ساده
عاشق ز وصل عیش مهنا کند همی
ما را فراق رنج مهیا کند همی
هوش مصنوعی: عاشق با وصال محبوبش زندگی خوشی را تجربه میکند، اما فراق و دوری از او برای ما رنج و درد به همراه دارد.
با دیدگان ز دیدن تو دل به کین همی
با دشمنان ز بیم مدارا کند همی
هوش مصنوعی: با چشمانم که تو را میبینند، دل به دشمنان میسپرند و از ترس، در برابرشان مانند کسی که مدارا میکند، رفتار میکنم.
بلبل که صد هزار گلش هست بر کنار
در صحن باغ بهر چه غوغا کند همی
هوش مصنوعی: بلبل، که در کنار در و در درون باغ گلهای زیادی دارد، چرا اینقدر سر و صدا میکند؟
ما شبنم و تو مهر و به دل میل وصل تو
دیوانه بین مجال تمنا کند همی
هوش مصنوعی: ما مانند شبنم هستیم و تو مانند ماه، و در دل ما عشق وصالت وجود دارد. دیوانهوار، به دنبال فرصتی برای ابراز درخواست و خواستههای خود هستیم.
نبود عجب ز عاشق گم کرده در بسی
کز دیده اشتباه تو دریا کند همی
هوش مصنوعی: عاشقانی که در محبت خود گم شدهاند، عجیب نیست که از دوری محبوبشان چشمانشان اشتباه میکند و دریا را برای معشوق میبینند.
خار است زیر پهلوی شبزندهدار هجر
بستر اگر ز اطلس دیبا کند همی
هوش مصنوعی: زیر پوست درخت شبزندهدار، خارهایی وجود دارد که نشاندهندهی درد و رنج است. حتی اگر این درخت با پارچهای از ابریشم پوشیده شود، باز هم مشکل و سختیهای خود را دارد.
گر صدهزار سر بود آشفته را به تن
آخر چو شمع بر سر سودا کند همی
هوش مصنوعی: اگر صدها هزار سر و فکر آشفته وجود داشته باشد، در نهایت مانند شمع که بر بالای خود یک شعله دارد، آن سر و فکر آشفته نهایتاً به یک موضوع معین و مشخص میرسد.
در مسجد و کنشت مرا رو به سوی تست
مجنون به کعبه سجده به لیلا کند همی
هوش مصنوعی: در هر جا که باشم، اعم از مسجد یا کنیسه، تنها تو را میپرستم. مانند مجنون که در کعبه به لیلا سجده میکند.
نازد به شه و زیر و من و شحنه نجف
درویش خسته تکیه به مولا کند همی
هوش مصنوعی: یک شخص خسته و درویش در کنار دیگران، به مولا (رئیس یا راهنمای خود) تکیه زده و از او کمک میخواهد، در حالی که افرادی از طبقات بالای جامعه (پادشاه و دیگر اشراف) در اطراف او به خود میبالند.
دارم هزار عقده مشکل به دل از او
دست گرهگشا مگرش وا کند همی
هوش مصنوعی: من در دل خود هزاران مشکل و غم دارم و امیدوارم که او که میتواند دشواریها را برطرف کند، بتواند آنها را برایم حل کند.