برگردان به زبان ساده
بده ساقی از آن می ساتکینی
که اندر شیشه مانده اربعینی
هوش مصنوعی: بده ساقی از آن شراب ساتکینی که در شیشه مانده و از آن زمان زیادی گذشته است.
خورم صد نیش از زنبور ناچار
ببوی آنکه نوشم انگبینی
هوش مصنوعی: من با وجود درد و زخمهای ناشی از نیش زنبور، مجبورم به بوی شیرین انگور که در آن است، ادامه دهم و آن را بنوشم.
خرد را با تو کی دعویست ای عشق
که تو استاد بر روح الامینی
هوش مصنوعی: عشق، تو چه نیازی به خرد داری؟ زیرا تو خود استاد و مرجع روح و الهام هستی.
بکویت تشنه جان دادند عشاق
عجب تر آنکه تو ماء معینی
هوش مصنوعی: عشاق برای عشق تو جانشان را فدای تو کردند، جالبتر اینکه تو خود آب روشن و زلالی هستی که آنان به آن تشنهاند.
بتابد بر زمین هر روز خورشید
که تا برپای تو ساید جبینی
هوش مصنوعی: هر روز خورشید بر زمین میتابد تا اینکه بر پیشانی تو سایه بیفتد.
نشاید گفت کاندر آسمانی
نمی زیبد که گویم در زمینی
هوش مصنوعی: نمیتوان گفت که چیزی در آسمان وجود دارد، چون چنین چیزی در زمین قابل گفتن نیست.
گرفتاری بزندان تعلق
چو عیسی گر بچرخ چارمینی
هوش مصنوعی: اگر به دنیای وابستگیها و سختیها گرفتار شوی، حتی اگر مثل عیسی هم معجزهگر باشی، باز هم در چرخش زندگی دچار مشکل خواهی شد.
نباشد حق پرستی در گل ای دل
بدیر و کعبه افشان آستینی
هوش مصنوعی: ای دل، اگر به خانهی کعبه و گلزار میروی، باید حقپرستی را در درون خودت داشته باشی و فقط به ظواهر نپردازی.
عمل چون نیست آشفته به ناچار
بدرویشی بسازد خوشه چینی
هوش مصنوعی: وقتی که عمل و کار درست وجود ندارد، ناچار باید به زندگی عادی و ساده روی آورد و از چیزهای کوچکی که به دست میآید، بهرهبرداری کرد.
در آن صحرا که کشته حب حیدر
شهی کش نیست جز قرآن قرینی
هوش مصنوعی: در آن بیابانی که کسی جز قرآن و آموزههای آن وجود ندارد، هیچ کسی به جز عاشقان علی (ع) کشته نمیشود.