برگردان به زبان ساده
بغیر از آن خم مو ایدل آشیانه نداری
خبر زکار نسیم صبا و شانه نداری
هوش مصنوعی: غیر از آنکه زیبایی موهای معشوقهات را نمیبینی، در حقیقت هیچ چیز دیگری برای دلخوشی نداری. تو از کار نسیم صبح و نوازش موها خبری نداری.
باین خوشاست دل ودیده ام بمحفل اغیار
مهی دو روز فزون جا بهیچ خانه نداری
هوش مصنوعی: دل و چشمانم به محفل کسانی غیر از خودم خوشحال هستند، اما تو ای محبوب، دو روز بیشتر مهمان اینجا نیستی و در هیچ خانهای جای ماندن نداری.
زچیست زرد شده روی سرخ تو ایشیخ
مگر بخانه دگر زآن می مغانه نداری
هوش مصنوعی: چرا چهره سرخ تو تبدیل به زرد شده، آیا به خاطر این است که در خانهای دیگر به می ناب دسترسی نداری؟
بقتل من کمری بسته ای که با نظر است این
برای کشتن عاشق جز این بهانه نداری
هوش مصنوعی: چشمان تو مثل تیری است که به قلب من نشانه رفته و برای کشتن عاشق بهانهای بهتر از این نداری.
کنونکه خون دلی هست و ناله عیش بپا کن
که احتیاج بچنگ و می و مغانه نداری
هوش مصنوعی: اکنون که غم و درد در دل هست و صدای شادی به راه افتاده، باید برای لذت و خوشی تلاش کن، زیرا دیگر نیازی به جنگ و شراب و کرامت اهل میخانه نداری.
غریق لجه عشق است نوح و کشتی او
خبر دلا تو از این بحر بیکرانه نداری
هوش مصنوعی: نوح در عشق مانند فردی غرق شده در دریای وسیع است و کشتی او به حقیقت عشق اشاره دارد. ای دل، تو از این دریا بیکران هیچ اطلاعی نداری.
حدیث از کی و جم تا بچند مطرب مجلس
مگر به پرده نواهای عاشقانه نداری
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که از کی و جم (دو شخصیت در ادبیات) تا چه زمانی، آیا تو در مجلس خود تنها به موسیقیهای عاشقانه گوش نمیدهی؟ این یعنی در این جمع، ما به دنبال نغمههای احساسی و عاشقانه هستیم و نمیخواهیم به چیزهای دیگر توجه کنیم.
نشان مهر علی گشته است نقش جبینت
بروز حشر جز این داغ تو نشانه نداری
هوش مصنوعی: علامت عشق علی بر پیشانی تو نقش بسته است و در روز رستاخیز غیر از این نشان، نشانهای برای تو نخواهد بود.
پناه تو چه بود صاحب زمان دل مسکین
زمیر عصر تو بیم و غم زمانه نداری
هوش مصنوعی: ای صاحب زمان، به چه چیزی پناه ببرم در این اوضاع، دل ضعیف من در این عصر پر از ترس و نگرانی، هیچ امید و آرامشی ندارد.