برگردان به زبان ساده
غم حورت از چه باشد که تو این غلام داری
ز بهشت خاص برخورده هوای عام داری
هوش مصنوعی: غم تو از چه چیزی میتواند باشد وقتی که تو این بندهای داری که از بهشت خاص بهرهمند است و در عیش و لذتهای عمومی غوطهور است؟
نکنی به زخم ناسور دل از چه رو رعایت
تو که زلف عنبرینبو خط مشکفام داری
هوش مصنوعی: چرا به خاطر دل زخمیام، به تو توجه کنم در حالی که تو موهایی خوشبو به رنگ عنبر و خطی به رنگ مشکی داری؟
ز شکر لبت چه حاصل که جواب تلخ گوید
چه کنم به سیم سینه که دل از رخام داری
هوش مصنوعی: از شیرینی لبهای تو چه فایدهای دارد وقتی که پاسخهایت تلخ است؟ چه باید بکنم با این قلبی که از جنس سنگ است و دل تو را از جنس رخام میداند؟
به هوای روز اضحی به منای نورسیده
من و گوسفند قربان تو سر کدام داری
هوش مصنوعی: در روز عید قربانی، با چشمی پر از شوق و منتظر، من و گوسفند آمادهایم تا قربانیات کنیم. حال باید ببینیم که تو چگونه نعمتهایی را در نظر داری.
نه عسل نه شکّر است این نه فرات و کوثر است این
چه حلاوت است یا رب که تو در کلام داری
هوش مصنوعی: این چه طعمی است که در کلام تو نهفته است، نه شکر و عسل است و نه آب فرات و کوثر. خدایا، این حلاوت از کجا آمده است؟
نه همین ز آهوی چین تو عبیر میفروشی
تو هلال غالیهسا به مه تمام داری
هوش مصنوعی: تو فقط به خاطر زیبایی و جذابیت ظاهریات ارزشمند نیستی، بلکه مانند ماهی کامل در زیبایی و شکوه خودت، رازها و عمقهای بیشتری داری.
به نیام تیغ ابرو و کشیده تیر مژگان
ز که باز یا رب امشب سر انتقام داری
هوش مصنوعی: ای کاش تیرگی ابرو و لطافت مژهات را به من نرسانی که میخواهی امشب از من انتقام بگیری.
ندهد اگر که نامش به نگین تو فروغی
ز نگینی ای سلیمان تو چه احتشام داری
هوش مصنوعی: اگر نام او بر روی نگین تو حک شده باشد ولی نوری از آن نگین emanate نکند، ای سلیمان، تو چه مقام و منزلتی داری؟
چه هراس باشد آشفته تو را ز حول محشر
که علیّ و یازده تن به جهان امام داری
هوش مصنوعی: نگران نباش از روز رستاخیز و اتفاقات آن، زیرا تو در دنیا امامی چون علی و یازده امام دیگر داری که از تو حمایت میکنند.
تو که تن به عشق دادیّ و شدی نشان طعنه
چه غمت ز ننگ باشد چو هوای نام داری
هوش مصنوعی: تو که به عشق تسلیم شدی و به نماد طعنه تبدیل گشتی، نگران ننگ و عیب خود نباش چون ترسی از بدنامی داری.