برگردان به زبان ساده
در عاشقی گشتم زبون ای کاش دل خون میشدی
عقلم ز سر کردی برون ای کاش مجنون میشدی
هوش مصنوعی: در عشق دلم به شدت شکسته و مدهوش شدهام، ای کاش تو هم دلی به اندازهی من داشته باشی و همچون مجنون دیوانهوار در عشقم غرق شوی.
ای عشق عالمسوز من وی برق جانافروز من
آتش زدی چون نی به جان ای کاش بیرون میشدی
هوش مصنوعی: ای عشق پرآتش و سوزان من، ای نوری که جانم را روشنی میبخشی، تو مانند آتش هستی که به جان من نفوذ کردهای. ای کاش میتوانستی از درونم بیرون بیایی.
میخواست با سبحه به دل زاهد کند زنار من
ای دل نکردی این عمل حقا که مغبون میشدی
هوش مصنوعی: میخواست با تسبیح دل زاهد را به دست آورد، اما ای دل، اگر این کار را میکردی حقیقتاً متضرر میشدی.
ای لؤلؤ بحرین دل بیجا چه ریزی از بصر
گر مانده بودی در صدف تو در مکنون میشدی
هوش مصنوعی: ای مروارید دریاهای دوگانه، دل بیجا و بیمحل چه فایدهای دارد از اشک چشم، اگر در صدف خود باقی میماندی، در لایههای پنهان، به ارزش و زیبایی بیشتری میرسیدی.
از عقل و دین بیگانهام سودایی و دیوانهام
آشفته این شور جنون ای کاش افزون میشدی
هوش مصنوعی: من از عقل و دین دور هستم و دلباخته و دیوانهام. این شور و شوق دیوانگی در من آشفته است و کاش که این حال و هوا در من بیشتر میشد.
قاصد چو آمد سوی تو آهسته رفتم همرهش
گفتم مبر نامم برش زیرا که محزون میشدی
هوش مصنوعی: وقتی قاصد به سمت تو آمده بود، آهسته به دنبال او رفتم و گفتم که نامم را به او نگوید، چون میدانستم که با شنیدن نام من، دلش ناراحت میشود.
تا حالت زار مرا دانی که چون شد از غمت
ای کاش در زلف بتی چون خویش مفتون میشدی
هوش مصنوعی: برای اینکه بدانی حال من چطور است، باید بفهمی که از غمت چقدر رنج میبرم؛ ای کاش تو هم مثل من در زلف یک معشوق زیبا گرفتار میشدی.