برگردان به زبان ساده
اگر زروی نگارین تو پرده برداری
در این دیار دل و دین بجای نگذاری
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو را آشکار کنی، در این سرزمین نه تنها دلها بلکه ایمانها نیز از بین خواهند رفت.
دلی نشد که ندیده زچشمت آزاری
بلی زترک نیاید بجز ستمکاری
هوش مصنوعی: دلها از دیدن آسیبهایی که از چشمان تو میخورند در امان نیستند و جز ظلم و ستم از تیرهای قهرت چیزی به جا نمیماند.
ستان بکف زچه صف برزده است مژگانت
اگر نه چشم تو راهست قصد خونخواری
هوش مصنوعی: بگیر و در دست بگیر که چرا، مژگانت صف کشیدهاند. اگر چشمان تو نیستند، پس هدف تو خونریزی است.
کس از خدنگ قضا جان نمیبرد گوئی
زابروان تو آموخته کمانداری
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از تیر تقدیر نجات یابد، گویی که تو از زابلبرهان (آسمانی) آموختهای که چگونه با کمان تیراندازی کنی.
تو را که معجز عیسی نهان بود در لب
زچشم خود نکنی از چه رفع بیماری
هوش مصنوعی: این بیت به شکلی بیان میکند که اگر کسی همچون عیسی(ع)، دارای قدرت شفا بخشی در کلام و نگاهش باشد، باید از تواناییهایش استفاده کند و دیگران را از بیماری و رنج آزاد کند. به نوعی، عدم اقدام به کمک و رفع درد دیگران، نادرست و غیرقابل توجیه است.
بسر اگر نهدم تاج غیر خودش نبود
بآن خوشم که تو تیغم بفرق بگذاری
هوش مصنوعی: اگر تاجی بر سر نگذارم، برای من اهمیتی ندارد، زیرا خوشحالم که تو میتوانی شمشیر را بر فرق آن بگذاری.
بکیش ما نبود سرفراز آشفته
مگر سری که بمیدان عشق بسپاری
هوش مصنوعی: در واقع هیچ کس در میدان عشق نمیتواند به سرافرازی برسد مگر آنکه دل خود را تماماً به این میدان بسپارد و وارد آن شود. فقط با پذیرفتن عشق و درگیر شدن در آن است که میتوان به آرامش و شادی دست یافت.