برگردان به زبان ساده
هله ساقیا بیارید شراب ارغوانی
که زتوبه توبه کردیم بعهد جاودانی
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً شراب ارغوانی بیاور که ما از ندامت و پشیمانی گذر کردهایم و به عهدی جاودانه رسیدهایم.
تو و زهد جانگزائی من و باده سبکروح
تو سبک بیار ساقی که بری زسر گرانی
هوش مصنوعی: تو و زهدت که جانم را میآزارد، من و بادهای که روح را سبکتر میکند. ای ساقی، بیا و باده بیاور تا از این سنگینی و غم رهایی یابیم.
زتجلیت ملک مات و زجلوه آدمی مست
زپری ربوده ای هوش بعشوه نهانی
هوش مصنوعی: از نور پادشاهی، ملک از بین رفته و انسان از زیبایی و جلوههای آن مست شده است. بیخبر از اینکه، پری او را فریب داده و هوش او را به طرز پنهانی ربوده است.
بسماع و وجد و رقصم هوس است مطرب امشب
بنواز پرده عشق و بیار امتحانی
هوش مصنوعی: امشب دل من به شادتری و سرخوشی دعوت میکند. بگذار ساز بزند و آهنگ عشق را پخش کند و یک آزمایش جدیدی را برای ما به ارمغان بیاورد.
نکشد تا که دستان زحدیث گل هزاران
زحدیث تو ببستان ببریم داستانی
هوش مصنوعی: دستها نمیتوانند از گفتن زیباییهای تو باز بایستند و ما داستانهایی از عشق و محبت تو را با خود خواهیم برد.
بخدنگ نیزه و تیغ نمیروم زکویت
همه عمر ما برآنیم تو خود اگر برانی
هوش مصنوعی: به خاطر نیزه و شمشیر تو از کوی تو نمیروم. تمام عمر ما برای این است که به تو خدمت کنیم، حتی اگر خودت ما را برانی.
نه چو سایه من دوانم بقفای سرو قدت
تو کشان کشان بخاکم زچه روهمی کشانی
هوش مصنوعی: من همچون سایهای در پیات میدوم، اما تو با زیبایی و قامت بلندت مرا به سمت زمین میکشی، و نمیدانم چرا مرا اینگونه به خود میکشی.
بنگاه اولینم تو بریز خون و مگذار
که برم دوباره منت بخدنگ غمزه بانی
هوش مصنوعی: ای مظهر زیبایی، تو با ناز و عشوهات مرا به درد و رنج میاندازی، اما دلم نمیخواهد که دوباره دچار غم و اندوه شوم.
خم طره پریشان تو بحلق او درافکن
که زقید عقل آشفته بیک کشش رهانی
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو را در دایره حلقه بگنجان، زیرا با جاذبهات میتوانی افکار پریشان را آزاد کنی.
دل عاشقان مرنجان که کبوتر حریمند
که بجز بطوف کویت نکنند پرفشانی
هوش مصنوعی: ای دل عاشقان را آزار نده، زیرا آنان مانند کبوترانی هستند که در حرمت و احترام شما به سر میبرند. غیر از اینکه در عشق و محبت به کوی تو پرواز کنند، کاری از دستشان برنمیآید.
بمکان چه جوئی ایدل تو فروغ روی حیدر
که دهد فروغ آن شمع به بزم لامکانی
هوش مصنوعی: به کجا میخواهی بروی ای کسی که دل شاد و روشن از نور چهره حیدر است؟ آیا نمیدانی که این نور میتواند روشنیبخش محفلهایی باشد که از آنها فراتر از مکانها و زمانهاست؟