برگردان به زبان ساده
عنکبوتا بر مگس تا چند رشته میتنی
شاهبازی شو که در صحرا غزالی افکنی
هوش مصنوعی: به جای اینکه تمام وقت و انرژیات را صرف کارهای بیفایده و کمارزش کنی، بهتر است تلاش کنی که در کارهای بزرگ و ارزشمند وارد شوی و موفقیتهای واقعی را به دست آوری.
حاش لله گر ز صیادت شود صرف نظر
نیستی صادق اگر در زیر تیغش پر زنی
هوش مصنوعی: به هیچ وجه از شکار او چشم نمیپوشد، حتی اگر تو با صداقت در زیر تیغش پرواز کنی.
خرگه لیلی به صحرای درونت کی زنند
تا نه از دل خیمههای این و آن را برکنی
هوش مصنوعی: به دنبال ایجاد فضای مناسبی برای آرامش و خودشناسی در درون خود باش. دیگران را رها کن و به جای دغدغههای بیمورد، به عمق احساسات و افکار خود بپرداز.
لاف از افسونگری ای جادوی بابل مزن
تا نه از آن چشم و لب آموزدت سحر و فنی
هوش مصنوعی: از جادوگری و افسونگری خود سخن نگو، زیرا که نه از آن چشم و لب تو چیزی یاد میگیرم و نه سحری از این جادو میآموزم.
چیستی ای زلف سرکش گرد چاه غبغبش
چون کمند رستمی بر طرف چاه بیژنی
هوش مصنوعی: ای زلف سرکش که مانند کمندی است که رستم بر لبه چاه میاندازد، چه حیاتی داری!
عقل چون زلفش بر آن روی بهشتی دید گفت
خازن باغ بهشتی از چه شد اهریمنی
هوش مصنوعی: عقل، وقتی زلفهای زیبای محبوبی را که در چهرهای بهشتی است دید، از خازن باغ بهشت پرسید چرا این زیبایی باید طبعی اهریمنی داشته باشد.
کی خبر داری ز زخم ناوکاندازان تُرک
ای که بر پایت نرفته نوک خار و سوزنی
هوش مصنوعی: تو از درد و آزار کسانی که به تو آسیب میزنند، بیخبری، در حالی که خودت هنوز thorn و سوزن را زیر پای خود احساس نکردهای.
چون شود از وصل یوسف حالت یعقوب پیر
کز شعف بینا شده از نفخه پیراهنی
هوش مصنوعی: زمانی که وصل یوسف اتفاق بیفتد، حال یعقوب پیر مانند حالتی میشود که از خوشحالی به روشنی و بینایی دست پیدا کرده است، درست مانند زمانی که پیراهنی از نور به او برسد.
هرکه را یک ارزن از حب علی حاصل شده
خرمن هستی امکانش نیرزد ارزنی
هوش مصنوعی: هر کس ذرهای از عشق علی را به دست آورده باشد، دارایی و هستیاش به هیچ چیز نمیارزد.
گر دل آشفته شد وقف کمند زلف تو
نیست جز تیغش سزاوار ار بر آرد گردنی
هوش مصنوعی: اگر دل دچار آشفتگی شود، این فقط به خاطر زیبایی و فریبایی موهای توست و چنانچه کسی بخواهد در این مسیر آسیب ببیند، سزاوار آن است که با تیری مجازات شود.