برگردان به زبان ساده
تا چند در آزاری ای دل زهوسناکی
حیف است غبار آلود آئینه باین پاکی
هوش مصنوعی: چرا مدام خود را آزار میدهی ای دل؟ حیف است که با آلودگیهای بیهوده، این دل پاک و شفاف را خراب کنی.
زآلایش فطرت خاک جا کرده باین مرکز
گر تو نهی آلایش روشنتر از افلاکی
هوش مصنوعی: اگر تو چیزی که باعث آلودگی فطرت خاکی شده را کنار بگذاری، میتوانی به درجهای از روشنایی برسی که حتی از آسمانیها هم بالاتر است.
از مهر بتان بگسل کاین امر بود عاطل
زین بحر بجو ساحل با چستی و چالاکی
هوش مصنوعی: از عشق و وابستگی به معشوقان دست بردار، زیرا این کار بیفایده است. در این دریا به دنبال ساحل بگرد و با چابکی و سرعت عمل کن.
بیرون زجهان ایدل خیز آب و هوائی جو
کاتش بدورن دارم زین سلسله خاکی
هوش مصنوعی: از دنیای آرزوها بیرون برو و به محیطی برو که آتش عشق را در درونت زنده نگه دارد، زیرا من از این زنجیر خاکی رها شوم.
این خار جهانم کرد و آن رخنه بجانم کرد
از دیده و دل هر روز شاید که شوم شاکی
هوش مصنوعی: این دنیا به من آسیب زده و درد و رنجی در جانم ایجاد کرده است. هر روز ممکن است از دل و چشمم به خاطر این مشکلات شکایت کنم.
این سلسله مویانرا وین سخت کمانانرا
سست است همه پیمان بگذر زهوسناکی
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که رابطهها و پیوندهایی که بین انسانها وجود دارد، به سادگی و آسانی در حال تزلزل و آسیبپذیری هستند. زیباییها و جذابیتهایی که در زندگی وجود دارند، ممکن است باعث فریب و گمراهی شوند و در نهایت به خیانت و شکستن توافقات منجر شوند.
از بس بی دل رفتی رسوای جهان گشتی
آشفته بنه از سر قلاشی و بی باکی
هوش مصنوعی: به اندازهای که بیدلی و بیفکری کردهای، به دچار رسوایی و پریشانی در دنیا تبدیل شدهای. حالا باید از سر این بیفکری و بیپروا بودن خود فاصله بگیری.
عشقی بطلب سرمد تا بیخ هوس سوزد
کو شعله هستی را خاصیت خاشاکی
هوش مصنوعی: عشق جاودانه را بخواه تا ریشهی آرزوهای زودگذر را بسوزاند، زیرا آن عشق میتواند شعلهی وجود انسان را به حالتی از ذرهای خاک تبدیل کند.
رو عالم اکبر جو زود عشق مطهر جو
یعنی که علی عالی کامد زکی و زاکی
هوش مصنوعی: به جهان بزرگ نگاه کن و سریعاً به عشق پاک و خالص بشتاب. این به این معناست که علی، که کبیر و خالص است، به عرصه وجود آمده است.