برگردان به زبان ساده
گرهی ززلف بگشا و بکش زرخ نقابی
بنمای در دل شب بخلایق آفتابی
هوش مصنوعی: زیباییهای تو را بگشا و چهرهات را در دل شب به مردم نشان بده، مانند تابش آفتاب که در دل شب زندگی را روشن میکند.
دو جهان حجاب نبود بمیان ما و معشوق
تو گمان کنی رقیبا که میان ما حجابی
هوش مصنوعی: در دو جهان هیچ مانعی بین ما و معشوق وجود ندارد، اما تو همچنان گمان میکنی که رقیب وجود دارد و میان ما فاصلهای است.
نه خوی است برفشانده بعذار آتشینت
که بر آتش دل ما زده ای زلطف آبی
هوش مصنوعی: تو مانند برف نیستی که بر آتش سرخ دل ما بیفتد؛ با لطف و مهربانیات، آتش عشق ما را در دل شعلهور کردهای.
چه غم ار بوصف روی تو زبان ماست قاصر
که بشرح حسن از خط تو نوشته ای کتابی
هوش مصنوعی: چه غم که ما قادر به بیان زیبایی چهرهات نیستیم، وقتی خودت با خطوطت کتابی از زیبایی نوشتهای.
تو بجای خط نهی خال بلعل شکرینت
ننشانده جای طوطی بجز از تو کس غزالی
هوش مصنوعی: تو به جای آنکه خط زیبا و خوشایند بنویسی، خالی از عشق و زیبایی تو را نشاندهام. هیچ کس جز تو نمیتواند مثل غزالی زیبا و دلربا باشد.
ببهشت وصل شاید کنی ار به ما تلافی
که بدوزخ فراق تو کشیده ام عذابی
هوش مصنوعی: اگر بتوانی به ما بپیوندی، شاید بهشتی بسازی؛ چرا که من به خاطر دوری تو عذاب جهنم را متحمل شدهام.
بمن ای دهان شیرین زکرم تفقدی کن
که اگرچه خود عتابیست خوشیم با جوابی
هوش مصنوعی: ای دهان شیرین، از یاد من غافل نشو و به من توجه کن. گرچه ممکن است گفتارت در حکم سرزنش باشد، ولی من از پاسخ خوشایندی که از تو دریافت میکنم، خوشحالم.
غرض این بود که گاهی سوی ما کند نگاهی
به گنه کنیم اصرار اگر نشد توابی
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که هدف این بود که گاهی به ما نگاهی بیندازد تا ما انگیزهای برای توبه و اصلاح خود پیدا کنیم، حتی اگر در این کارمان اصرار کنیم و نتیجه نگیریم.
زده موج اشک چشمم بشب فراق چندان
که به پیش چشم طوفان بنمایدم سرابی
هوش مصنوعی: در شب جدایی، آنقدر از چشمانم اشکها ریخته شده که مثل طوفان، سرابی در برابر چشمانم ظاهر میشود.
بخروس صبحگاهی تو بگو سحر نخواند
که شبم خوش است امشب بخیال آفتابی
هوش مصنوعی: سحر را با صدای خود نخوان، چون شب من به خیال آفتاب دلپذیر است و برایم خوشایند است.
عجب از تقلب عشق چه میکنی حکیما
که مگس نموده نخجیر زهر طرف عقابی
هوش مصنوعی: عشق چه بازیهای عجیبی به راه انداخته است، حکیما! مگس به طوری نامناسب و نادرست به شکار عقاب پرداخته است.
تو شکنج زلفش آشفته مگر زدست دادی
که چو طره نژندش همه شب به پیچ و تابی
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت زلف و موهای یک معشوق میپردازد. گوینده از حالت آشفته و پیچیدهی زلف معشوق سخن میگوید و به زیبایی و دلربایی آن اشاره میکند. به نوعی گوینده نشان میدهد که این زلفها همچون تکهای هنری و پیچیده هستند که شبها در هم تنیده و دلبری میکنند.