برگردان به زبان ساده
رشته ها بر گردنم ای زلف یار آویختی
فتنه کردی ای نگاه مست خونم ریختی
هوش مصنوعی: ای زلف یار، رشتهها را بر گردنم انداختی و با این کار دلم را تسخیر کردی. با نگاه مستت، خونم را به ناحق بر زمین ریختی.
منتی بر گردنم داری تو ای زلف دو تا
کز همه زنجیر مویان رشته ام بگسیختی
هوش مصنوعی: تو ای موی خوشی که به دو بخش تقسیم شدهای، بر من منت داری. زیرا به خاطر زیباییات، همه زنجیرها و وابستگیهایم را شکستی و آزاد کردی.
میبری نام رقیبان بر لب شیرین چرا
زهر با قند مکرر از چه رو آمیختی
هوش مصنوعی: چرا نام رقبایت را با کلمات شیرین بر زبان میآوری؟ مگر چرا زهر را با قند بارها مخلوط کردهای؟
شاید از جادوئی ضحاک آسا دم زنم
تا تو ای مار سیه بر گردنم آویختی
هوش مصنوعی: شاید من هم مانند ضحاک از قدرتی جادویی بهره ببرم، تا تو که مانند ماری سیاه بر گردنم افتادهای، رهایم کنی.
گر نبودت در کمین آن آهوان شیر گیر
از چه آشفته به چین زلف او بگریختی
هوش مصنوعی: اگر تو در کمین آن آهوان نر نبودی، پس چرا با این حال از چیدمان زلف او گریختی و آشفته شدی؟