برگردان به زبان ساده
تو را که از همه خوبان شهر ممتازی
روا بود که مرا از نظر نیندازی
هوش مصنوعی: تو که از همه زیباییهای شهر برتری، به من روا نیست که مرا از نگاهت دور کنی.
تو را که رخ ز خط زلف کافرستان شد
سزد شعائر اسلام اگر براندازی
هوش مصنوعی: اگر چهرهات بر خط زلف کفر نقش بسته، جای تعجبی نیست اگر نمادهای اسلام را بر اندازی.
کجا به منظر دل جای گیردت دلدار
ز غیر خلوت سینه اگر نپردازی
هوش مصنوعی: دلدار از کجا میتواند در دل تو جا بگیرد، اگر تو به تنهایی و آرامش سینهات نپردازی و او را به خود راه ندهی؟
مرا شراره عشق تو کافیست به جان
چرا به بوته هجرم دوباره بگدازی
هوش مصنوعی: عشق تو برای من مانند شعلهای است که به جانم انرژی میبخشد، اما چرا دوباره من را به آتش جدایی میاندازی؟
به جز نیاز نیاید ز کشتگان غمت
بکش هر آنچه تو خواهی به ناز و طنازی
هوش مصنوعی: به جز نیاز، هیچ چیز از افرادی که به خاطر غم تو آسیب دیدهاند، به دست نخواهد آمد. هر چیزی را که میخواهی، با ناز و زیبایی به دست آور.
بسی ز فر همایون عشق نیست عجب
مگس کند به هما گر بلندپروازی
هوش مصنوعی: بسیاری از عشقهای باارزش و والا وجود دارند، اما تعجبی ندارد اگر مگسی به پرواز درآید و به سوی ابرها برود، چرا که او روحی بلندپرواز دارد.
چو زلفکان تو دیدم قرین به خط گفتم
که با زمردت افعی چرا کند بازی
هوش مصنوعی: وقتی زلفهای تو را دیدم که به خطی زیبا آراسته شدهاند، گفتم که با زیبایی و درخشش زمردیات، چه کسی میتواند با افعی بازی کند؟
به ترکتازی چشمان کافرت نازم
که صد قبیله بکشتی ز ترک و از تازی
هوش مصنوعی: به زیبایی و جذابیت چشمان معشوقهات افتخار میکنم، زیرا با جاذبهاش توانستی صد قبیله را تحت تأثیر قرار دهی و تسخیر کنی.
نماند فتنه در ایام شاه در ایران
مگر تو فتنه آخر زمان به شیرازی
هوش مصنوعی: در دوران حکومت شاه در ایران، هیچ مشکلی و سختی باقی نمانده است، مگر اینکه تو (یک فرد یا گروه خاص) باعث ناآرامی و آشوب در شیراز در زمان آخرالزمان شوی.
نشد ز ریختن خون دو ابروی تو سیر
چو ذوالفقار کج شاه حیدر غازی
هوش مصنوعی: از نگاه زیبای تو سیراب نشدم، مانند شمشیر کج و دلخراش ذوالفقار که متعلق به امام علی (علیهالسلام) است.
علی ولی خدا شهر بند علم نبی
که هر نبی زدم او گرفته اعجازی
هوش مصنوعی: علی ولی خدا است و در شهر دانش پیامبر قرار دارد، به گونهای که هر پیامبری که ظهور کرده، او را به عنوان معجزهاش میداند.
کلاه گوشه بساید به چرخ آشفته
گرش به خیل سگان درت تو بنوازی
هوش مصنوعی: اگر کلاه خود را به گوشه بگذاری و در حالی که اوضاع به هم ریخته است، بتوانی به جمع سگان محبت کنی، زندگیات را در دست خود داری.