برگردان به زبان ساده
گر تو پروانه بآتش نکنی بازی به
بخطر گر تو پر خویش نیندازی به
هوش مصنوعی: اگر تو خود را به آتش نکشی و خطر نکنی، هرگز موفق نخواهی شد. اگر خودت را در خطر نیندازی، نمیتوانی به هدفهایت برسی.
خوی شمعست که پروانه بسوزد ناچار
یار اگر با تو نسازد تو باو سازی به
هوش مصنوعی: سرنوشت پروانه این است که به شمع نزدیک شود و بسوزد. اگر یار تو با تو سازگاری ندارد، تو خودت باید تلاش کنی که به او نزدیک شوی.
گرچه منزلگه دلدار بود سینه ولی
خلوت دل اگر از غیر بپردازی به
هوش مصنوعی: اگرچه دلبر در قلب من جای دارد، اما اگر میخواهی دل را از دیگران خالی کنی و به آرامش برسی، باید به خلوت و آرامش درون خود بپردازی.
قصه عشق که فرجام ندارد ایدل
گر از این قصه سخن هیچ نیاغازی به
هوش مصنوعی: داستان عشق پایانی ندارد، و اگر محبوب از این داستان چیزی نگوید، هیچ ضرورتی نیست.
یار یکتا بود و عشق چنان بی انباز
ننهی مایه در این عقد بانبازی به
هوش مصنوعی: عشق میتواند یکتا و بیهمتا باشد، مانند دوستی که هیچکس دیگری در آن دخالت نداشته باشد. در این پیوند، هیچگونه کمکی از سوی دیگران وجود ندارد و همه چیز به خود آن دو وابسته است.
بر سردار چه خوش گفت بمستان منصور
سر در این راه نهادن زسرافرازی به
هوش مصنوعی: سرمایهداران خوشحالی کردند و به منصور گفتند، که در این مسیر قدم گذاشتن، به خاطر عشق به بزرگترها و شرافت است.
منم از هر دو جهان روی به تو آورده
بنده مخلص دیرین چو تو بنوازی به
هوش مصنوعی: من از هر دو جهان روی به تو آوردهام و به تو ارادت دارم. اگر تو با مهربانی با من رفتار کنی، خوشحال میشوم.
منکه از تیر نظر لاجرم افتم از پای
گرم از غمزه تو از پای در اندازی به
هوش مصنوعی: من که به خاطر نگاهی عاشقانهات به زمین میافتم، از شدت گرما و عشق به تو، تو به راحتی مرا از پا در میآوری.
گرچه دل خون شد و اغیار از او بی خبرند
اگر ای دیده نیائی تو بغمازی به
هوش مصنوعی: با وجودی که دل من شکسته و دیگران از حال من خبر ندارند، اگر تو ای چشم من به من توجه نمیکنی، چه فایدهای دارد؟
گل رخساره ساقی است زبستان خوشتر
مطرب از بلبل گلشن بخوش آوازی به
هوش مصنوعی: گل صورتی زیبا مانند چهرهٔ ساقی است و بهار از هر چیزی دلنوازتر و خوشایندتر است. همچنین، موسیقیدان از بلبل باغ، آوازش دلنوازتر و جالبتر است.
صفت عشق زهر عاشق صادق نه نکوست
گوید ار این سخن آشفته شیرازی به
هوش مصنوعی: عشق واقعی، زهر جان عاشق راستین نیست و این را میگوید، اگر این سخن یک فرد آشفته از شیراز باشد.
عشق چه مظهر حق نور علی سر ازل
گر از این کار بهر کار نپردازی به
هوش مصنوعی: عشق، جلوهای از حقیقت و نور الهی است که از ابتدا وجود داشته است. اگر از این مسیر برای دیگر امور خود غافل شوی، به نتیجهای نخواهی رسید.
خوشتر از شعر عرب نیست بقانون ادب
میتوان گفت که این پارسی از تازی به
هوش مصنوعی: هیچ چیزی زیباتر از شعر عربی نیست و بر اساس قوانین ادبی میتوان گفت که این فارسی از عربی برتر است.
مس نگداخته کی قابل اکسیر شود
کیمیا عشق و تو مس هر چه که بگذاری به
هوش مصنوعی: مس خام هرگز به اکسیر تبدیل نخواهد شد. عشق و کیمیای تو هر چیزی را که بر آن بگذاری، به مس تبدیل میکند.