برگردان به زبان ساده
شبِ گذشته چو مه زد علم بر این خرگاه
درآمد از درم آن ماه خرگهی ناگاه
هوش مصنوعی: شب گذشته، زمانی که ماه بر افراشته شد، از در ورودی خانهام ناگهان ماه درخشانی وارد شد.
یکی به برگ سمن بسته سمبل بویا
یکی به مشک ختن بر نهفته پیکر ماه
هوش مصنوعی: یکی به برگ درخت سمن عطر دلانگیزی را نشان داده و دیگری در مشک ختن، زیباییِ ماهی را پنهان کرده است.
یکی به سرو بپوشیده پرنیان حله
یکی ز مشک به مه بسته طیلسان سیاه
هوش مصنوعی: یک نفر خود را با لباس نرم و زیبا پوشانده و دیگری با عطر دلانگیز و پوشش سیاه مانند مه، خود را آراسته است.
ز تیر بسته یکی جعبه بر چشم سیه
ز نیزه داده بسی زخمها به ترک نگاه
هوش مصنوعی: چشم سیاه من به خاطر تیرهایی که به سمتش پرتاب شده، مانند جعبهای پر از زخمها شده است. این زخمها از نیش نیزهها به وجود آمدهاند که به سبب نگاه کردن به او ایجاد شدهاند.
هزار سلسله دل پای بند زلفینش
هزار قافله جان خاک گشته بر سر راه
هوش مصنوعی: هزاران رشته دل به زلفهای او وابستهاند و هزاران قافله جان بر سر راه او جان دادهاند.
یکی دهان که نگنجد به تنگی اندر وهم
یکی دهان که نیاید به وصف در افواه
هوش مصنوعی: یکی دهان که در تنگی خیال نمیگنجد و دیگری دهانی که توصیفش در واژهها نمیگنجد.
کمند زلف رسا دام راه عقل و خرد
نگاه چشم سیه فتنهٔ دل آگاه
هوش مصنوعی: زلفهای زیبای محبوب، مانند دامهایی هستند که عقل و دانش را به چالش میکشند و چشمان سیاهش خبر از فتنهای دارند که دل را متوجه میسازد.
دو چشم جادوی عابدفریب و گیسویش
به سِحر جادوی بابل فکنده اندر چاه
هوش مصنوعی: دو چشم زیبا و جادویی آن عابد، به همراه موهایش که مانند جادوی بابل جذاب است، انسان را در دامی عمیق و گیرا گرفتار کرده است.
زنخ کدام یکی چاه سرنگون از سیم
چه چاه یوسف مصری بر او ببرده پناه
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن وضعیتی است که در آن فردی درگیر مشکلات و گرفتاریهاست. در آن به این نکته اشاره میشود که از میان همه این چاهها و مشکلات، کدام یک به او پناه خواهد داد. به طور کلی، انگار شاعر در حال بررسی چاههای مختلفی است که ممکن است فرار از آنها یا پرهیز از سقوط در آنها برایش دشوار باشد و در نهایت این سوال پیش میآید که کدام چاه میتواند مایه نجات او باشد.
کشیده ساغری و گشته مست و جام به دست
شکسته بر سر سرو سهی زنار کلاه
هوش مصنوعی: مردی با ساغری در دست، مست و شاداب به نظر میرسد و کلاهی بر سر در حال رقص به دور یک سرو بلند میچرخد.
من و ندیم شبانه به پایش افتادیم
چو زلف بر قدم او ز عجز سوده جباه
هوش مصنوعی: ما در دل شب به پای او افتادیم و در حالی که زلفش بر زمین است، به خاطر ناتوانیام، پیشانیام را بر زمین گذاشتم.
بگفت وقت تواضع نماند جای نشست
ز جای خیز و بخوان چامه به مدحت شاه
هوش مصنوعی: زمان آن است که جای نشستن نیست و باید برخیزید و شعر مدح شاه را بخوانید.
شهی که جام به کف ایستاده بر سر حوض
به قولِ یَشرَبَ عیناً بِها عِبادِالله
هوش مصنوعی: شاهی که با جام در دست، بر کنار حوض ایستاده و به بندگان خدا میگوید که از آن بجرند.
بده به تشنهلب آشفته جامی ای ساقی
که از دو کون به کوی تو جُسته است پناه
هوش مصنوعی: ای ساقی، به کسی که تشنه است و در حالتی آشفته به سر میبرد، جامی بده. او از دنیا و مشکلاتش به کوی تو پناه آورده است.
امام مشرق و مغرب امیر کل امیر
شفیع عرصهٔ محشر علی ولی الله
هوش مصنوعی: امام، که در تمامی جهات نورانی و راهنمای مردم است، فرمانروای تمام فرمانروایان و شفیع و یاریدهنده در روز قیامت، علی، ولیّ خداوند است.