برگردان به زبان ساده
خوشا شیراز و عهد باستانش
درخشان دورهٔ دور کیانش
هوش مصنوعی: شیراز شهری است زیبا که به دوران باستان و شکوه آن افتخار میکند.
درود پاک نیکان بر روانِ
نکو کیخسرو گیتیستانش
هوش مصنوعی: سلام و درود به روح نیکو و پاک کیخسرو، که دنیا را به نیکی و خوبی فراگرفته است.
فرحگستر سراسر کوه و دشتش
نشاطآور زمین و آسمانش
هوش مصنوعی: طبیعتش پر از شادی و خوشحالی است و هر گوشهاش، از کوه و دشت گرفته تا زمین و آسمان، روح را تازه میکند.
همه دانشپژوه و مملکتدوست
بزرگ و کوچک و پیر و جوانش
هوش مصنوعی: کلیهی افرادی که به تحصیل علم و خدمت به کشور علاقهمند هستند، از هر سن و سال و در هر مقامی.
از آن گلزار دانش تا ابد ماند
ز سعدی بوستان و گلستانش
هوش مصنوعی: از دنیای دانش و علم که سعدی به یادگار گذاشته، همیشه بوی خوش و زیبایی آن در ذهنها خواهد ماند.
همه چیزش فزون ز اندازه نیکو
نکوتر از همه چیزش زبانش
هوش مصنوعی: همه چیز او خوب و بهتر از هر چیز دیگری است، بهویژه زبانش که از همه چیزش زیباتر است.
زبان فارس را باید روان کرد
به سرکوبی آذربایجانش
هوش مصنوعی: زبان فارسی را باید به خوبی و با تسلط بیان کرد تا بتوان آذربایجان را کنترل کرد.
زیانآور زبانی کاندر آن بوم
نشیمن کرد کوبد آشیانش
هوش مصنوعی: زبان خطرناکی است که در سرزمین خود به خراب کردن خانهاش پرداخته است.
ز دل تبریک باید گفت و تقدیس
نمود از جان به نامه بانوانش
هوش مصنوعی: باید از دل تبریک گفت و با تمام وجود گرامی داشت به خاطر نامههای بانوانش.
چو این اوراق پاک از زند دخت است
اَوِستاسا بخواهم جاودانش
هوش مصنوعی: وقتی که این ورقهای پاک از زندانی آزاد شود، میخواهم آن را برای همیشه نگهدارم.
دُرافشان دامن افکار پاکش
به پیش خامهٔ گوهرفشانش
هوش مصنوعی: دامن افکار پاک او مانند جواهری درخشان است که به زیبایی بر کاغذش نقش میزند.
چو شد آباد از او راه خرابات
زید سرسبز و خرم مرزبانش
هوش مصنوعی: وقتی که خرابات از او آباد شد، مرزبانش زید سرسبز و خوشحال گشت.
دل عارف چو هرجاییست جانش
همان برخی آذربایجانش
هوش مصنوعی: دل عارف مانند هر جای دیگری است و جان او همان بخشی از آذربایجانش است. به این معنا که احساسات و روح او به جایی تعلق دارد که ویژگیها و آثار خاص خود را دارد.