برگردان به زبان ساده
ای زتو بنهاده کلاه منی
هر که نیاید کلهش از دو برد
هوش مصنوعی: تو باعث افتخار و عظمت من هستی، هرکس که نتواند به جایگاه من برسد، واقعاً از دو چیز بینصیب است.
نام تو اوراق سعادت نبشت
جاه تو الواح نحوست سترد
هوش مصنوعی: نام تو بر روی ورقهای خوشبختی نوشته شده و مقام تو به طور قطعی بدیها را از بین میبرد.
ازخلفات ذات دویم چون برفت
نام مبارک پدرت را سپرد
هوش مصنوعی: وقتی که خواستهها و خصوصیات درونی انسان از بین برود، نام نیک پدر را به یاد میآوریم و به آن احترام میگذاریم.
جز تو کرا در صف عرض جهان
عارض تقدیر جهانی شمرد
هوش مصنوعی: جز تو هیچکس را در صف عرضه جهان نمیتوان به عنوان تقدیر جهانی محسوب کرد.
باد صبای کرمت چون بجست
آتش آز بنیآدم بمرد
هوش مصنوعی: وقتی نسیم صبحگاهی رحمت تو به وزیدن درآید، آتش آز و طمع در وجود انسانها خاموش میشود.
قدر فلک باتو چه گر سخت باخت
نرد تقدم نتواتنست برد
هوش مصنوعی: قدر آسمان با تو چه اهمیتی دارد، اگرچه در بازی زندگی سختیها را تحمل کنی، اما هرگز نمیتوانی برتری را به دست آوری.
رو که دراین عهد ز می تلختر
صاف تویی باقی خم جمله درد
هوش مصنوعی: تو در این زمان، مانند شرابی هستی که از همهی تلخیها و دردها خالصتر و صافتر شدهای.
در شکم خاک کسی نیست کو
پشت زمین چون تو به واجب سپرد
هوش مصنوعی: هیچکس در دل خاک وجود ندارد که مانند تو به تقدیر و سرنوشت سپرده شده باشد.
بار بزرگیت زمین کی کشد
کیک و عماری نه محالیست خرد
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که بار سنگین و دشواری که بر دوش کسی قرار گرفته است، به راحتی قابل تحمل نیست و به خوبی درک نمیشود. در واقع، هیچ چیز بعید و غیرممکنی وجود ندارد که بتوان از پس آن برآمد و خرد انسان توانایی مقابله با چالشها را دارد.
ای که ز تو آز شود پایمال
وی که ز تو حرص برد دستبرد
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر تو، پایمال شده است و ای کسی که به خاطر تو، حرص و طمع برداشته است.
من که ره از حادثه گم کردهام
پی سپری میشوم اکنون چو کرد
هوش مصنوعی: من که راه خود را در میان حوادث گم کردهام، اکنون همانند شخصی که در پی یک سپر است، به دنبال امنیت و محافظت از خود میروم.
عزم بر آنست که عهدی رود
پای بر آن عهد بخواهم فشرد
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که به وعدهای پایبند بمانم و برای وفای به آن وعده تلاش کنم.
خرقه بپوشم به همین قافیت
قافیت اول یعنی که برد
هوش مصنوعی: من این پیراهن درویشی را به تن میکنم، و به خاطر این قافیه، همچنان بر پیروزی و برد خود تأکید میکنم.