برگردان به زبان ساده
به کلاهی بزرگ کرد مرا
آنکه گیتی به چشمشس آمد خرد
هوش مصنوعی: کسی که به لحاظ دانایی و بینش، هستی را کوچک میبیند، به من کمک کرد تا خود را بزرگتر از آن چه که هست، تصور کنم.
آنکه آب کلاهداری چرخ
آب دستار خواجگیش ببرد
هوش مصنوعی: کسی که توانایی مدیریت و کنترل مسائل را دارد، به راحتی میتواند بر مشکلات غلبه کند.
هر که پیشش کمر به خدمت بست
بر کله گوشهٔ زمانه سپرد
هوش مصنوعی: هر کس که برای خدمت به او تلاش کند، در حقیقت، خود را در دست تقدیر و شرایط زمانه قرار داده است.
... در زهرهٔ سپهر نمود
تا کلاهه بخورد و لب بسترد
هوش مصنوعی: در آسمان، زیبایی یا ستارهای درخشید که باعث شد کلاه بر سر بگذارند و دلها را به شوق آورد.
پس چو از قلهٔالمبالاتش
پس از آن کس مرا به کس نشمرد
هوش مصنوعی: زمانی که از اوج بیتوجهیاش به دیگران پایین آمد، دیگر هیچکس مرا در نظر نگرفت.
دست از صحبتم چنان بکشید
پای بر فرق من چنان بفشرد
هوش مصنوعی: شما به گونهای از صحبتهای من کنارهگیری کردید که گویی با پا بر سر من فشاری آوردید.
که نه محرم شدم به شادی و غم
نه حریف آمدم به صافی و درد
هوش مصنوعی: نه در شادی و غم به کسی نزدیک شدم و نه توانستم در حالتی آرام و بدون درد، با کسی همدلی کنم.
گفتم آن را کله چگونم نهم
که کلاهی ببایدش زد و برد
هوش مصنوعی: من به او گفتم که چگونه میتوانم آن را بر سرش بگذارم، زیرا نیاز به کلاهی دارد که بر سرش بگذارم و ببرم.
خیز پیرا که راه ما غلط است
به سر راه باز گرد چو کرد
هوش مصنوعی: بیدار شو و به خود بیا، چرا که مسیر ما اشتباه است. بهتر است به جای ادامه دادن، به نقطهای که از آن شروع کردیم برگردیم.
آن جوان بخت را بپرس و بگوی
که سفینه بده کلاه بمرد
هوش مصنوعی: نوجوان خوششانسی را بپرس و از او بخواه که کلاهی به مرد بدهد.