برگردان به زبان ساده
جور یکسر جهان چنان بگرفت
که همی بوی عدل نتوان برد
هوش مصنوعی: دنیا به قدری زیر بار ستم و ظلم رفته که بوی عدالت دیگر به مشام نمیرسد.
وز بزرگی که نفس حادثه راست
میشناسم که فاعلیست نه خرد
هوش مصنوعی: از بزرگی که میتوانم علت رویدادها را درک کنم، میدانم که این رویدادها به دست کسی انجام میشود و نه به خاطر خرد و اندیشه.
وز طریق دگر شناختهام
که ره جور جابران بسپرد
هوش مصنوعی: از راه دیگری فهمیدهام که چگونه ستمگران، مسیر خود را به دیگران تحمیل میکنند.
ماند یک چیز اینکه او چو بکرد
تختهٔ دیگران چرا بسترد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که به جز یک موضوع، او چرا به کار دیگران توجه نکرد و در کار خود آنها را نادیده گرفت؟
نه همه مغز به که لختی پوست
نه همه صاف به که بعضی درد
هوش مصنوعی: نه هر کسی که ظاهری زیبا دارد، درونش هم خوب است و نه هر کسی که باطنش درد دارد، لزوماً ظاهرش زشت است.
ور تو بر اتفاق و بخت نهی
چون کلاهی ببایدش زد و برد
هوش مصنوعی: اگر تو به سرنوشت و شانس خود تکیه کنی، مانند کلاهی است که باید آن را برداشت و با خود ببری.
عقل آغاز کار کم نکند
نه در این ماجرا کم است از کرد
هوش مصنوعی: عقل در شروع کار نباید کم باشد، چون این داستان نشان میدهد که در عملکرد و رفتار انسان، کمبود عقل تأثیر زیادی ندارد.
وانکه قسمی به خویشتن بربست
خویشتن را شریک ملک شمرد
هوش مصنوعی: کسی که به قسمی به خود وابسته شود، خود را در کنار خداوند به حساب میآورد و شریک او میداند.
وانکه دست از چرا و چون بکشید
وقت تسلیم هم قدم نفشرد
هوش مصنوعی: کسی که از پرسش و جستجو دست بردارد و تسلیم واقعی باشد، در لحظات پذیرش، هیچ قدمی برنخواهد داشت.
خواجه دانی که چیست حاصل کار
تا نباید عنان به دیو سپرد
هوش مصنوعی: ای دوست، میدانی که نتیجهٔ تلاش چیست؟ نباید اختیار کار را به دست موجودات شر و بد انداخت.
متفکر همی بباید زیست
متحیر همی بباید مرد
هوش مصنوعی: باید در زندگی به تفکر و اندیشه بپردازیم، اما در عین حال، افرادی هستند که تحت تأثیر شگفتیها و ناشناختهها قرار میگیرند و در این حالت باید از دنیا رفت.