برگردان به زبان ساده
خسروا گوهر ثنای ترا
جز به الماس عقل نتوان سفت
هوش مصنوعی: ستایش تو چنان ارزشمند است که جز با عقل و خرد نمیتوان به خوبی آن را درک کرد و نگهداشت.
دی چو خورشید در حجاب غروب
روی از شرم رای تو بنهفت
هوش مصنوعی: در دل شب، مانند خورشید که در هنگام غروب پشت ابرها پنهان میشود، به خاطر شرم و احترام از تو، چهرهام را مخفی میکنم.
بیتی از گفته باز میگفتم
رای عالی بر امتحان آشفت
هوش مصنوعی: من دوباره درباره حرفی که گفتم فکر میکنم و از آن به عنوان یک آزمایش مهم یاد میکنم.
گردی ار عقل داشت صحن دماغ
جان به جاروب هیبت تو برفت
هوش مصنوعی: اگر عقل و هوش وجود میداشت، همهی افکار و اندیشهها به خاطر زیبایی و جلال تو به سرعت پاک میشدند.
نطقم اندر حجاب شرم بماند
خرم اندر خلاف عجز بخفت
هوش مصنوعی: سخن من در پردهای از شرم باقی ماند و سرخوشی من در تقابل با ناتوانی به خواب رفت.
حیرتم بر بدیهه خار نهاد
تا به باغ بدیهه گل نشکفت
هوش مصنوعی: حیرت من این است که خار در یک محیط ناآشنا رشد کرده، اما در این فضای جدید هیچ گلی شکوفا نشده است.
عذر مستی مگیر و بیخردی
آشکارست این سخن نه نهفت
هوش مصنوعی: از بهانهگیری در مورد مستی خود دست بردار و بپذیر که نادانیات آشکار است. این حرفی نیست که پنهان بماند.
خود تو انصاف من بده چو منی
چون تویی را ثنا تواند گفت؟
هوش مصنوعی: به خودت انصاف بده، آیا کسی مانند تو که به این اندازه خوب است، میتواند به خوبی از خود تو ستایش کند؟
عقل الحق از آن شریفترست
که شود با دماغ مستان جفت
هوش مصنوعی: عقل و دانش حقیقی از آن هم برتر است که بخواهد با افکار و رفتار بیخیالانه و مستها هماهنگ شود.