برگردان به زبان ساده
ای روی تو آیت نکویی
حسن تو کمال خوبرویی
هوش مصنوعی: ای چهرهات نشانهای از زیبایی و کمال تو است.
راتب شده عالم کهن را
هر دم ز تو فتنهای به نویی
هوش مصنوعی: هر روز از تو فتنهای تازه و نو به عالم کهن میرسد، حتی اگر آن عالم سالها تجربه دارد.
معروف لبت به تنگباری
چونان که دلت به تنگخویی
هوش مصنوعی: لبهای تو به تنگدستی شهرت دارند، مانند اینکه دلت به کمرحمی معروف است.
بردی دل و در کمین جانی
یارب! تو از این همه چه جویی؟
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو قلبم را تسخیر کرده و جانم را در خطر انداخته است، ای خداوند، تو به دنبال چه چیزی هستی با این همه عشقی که به من میورزی؟
گویی «شب وصل با تو گویم»
الحق تو کنی خود آن چه گویی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که شب وصال با تو به گونهای است که تو خود به درستی آنچه را که میگویی، انجام میدهی.
در کوی غمت به جان رسیدم
گفتم «تو کجا و در چه کویی؟»
هوش مصنوعی: در خیابان غم تو به خودم گفتم که تو کجایی و در کدام مکان هستی.
گفتا بدو روزه غیبت آخر
تا چند ز یک سخن که گویی
هوش مصنوعی: او گفت: تا کی باید به خاطر یک حرف که میزنی، از روزه غیبت پرهیز کنی؟
من هم به جوار زلف آنم
کز عشوهٔ تو در جوال اویی
هوش مصنوعی: من هم در کنار زلف تو هستم، چون زیباییات در دلم جا دارد.