برگردان به زبان ساده
گر من اندر عشقِ تو جز درد یاری دارمی
هر زمانی تازه با وصلِ تو کاری دارمی
هوش مصنوعی: اگر من در عشق تو تنها درد و رنج داشته باشم، هر زمان به خاطر وصالك، کار و شغل تازهای برای انجام دادن خواهم داشت.
ور نکردی خوار تیمار توام در چشم خلق
وز غم و تیمار تو تیمارداری دارمی
هوش مصنوعی: اگر من در نظر مردم به خاطر تو ناچیز و بیارزش شده باشم، از غم و ناراحتیام دلتنگی و مراقبت تو را دارم.
هم ز باغ وصل تو روزی گلی میچیدمی
گرنه هردم از فلک بر دیده خاری دارمی
هوش مصنوعی: من روزی از باغ وصالت گلی میچیدم، اما اکنون همواره از آسمان بر روی چشمانم خار میچسبد.
نیستی فریاد من چندین ز جور روزگار
گر چو دیگر مردمان خوش روزگاری دارمی
هوش مصنوعی: من در فریاد من از بینصیبی روزگار نالیدهام، اگر مثل دیگر مردم زندگی خوب و خوشی داشتم، این چنین غمگین نبودم.
نالهٔ من هر شبی کم باشدی از آسمان
در غمت گر جز کواکب غمگساری دارمی
هوش مصنوعی: هر شب ناله و فریاد من کمتر از آسمان نیست، اگرچه در غم تو جز ستارههای غمگین چیزی ندارم.
چون نمیگیرد قراری کار من با وصل تو
کاشکی چون عاقلان باری قرار دارمی
هوش مصنوعی: وقتی کارم با وجود تو به ثبات نمیرسد، ای کاش مثل عاقلان برای یکبار هم که شده، به آرامش میرسیدم.
روزم از عشقت چو شب تاریک بگذشتی اگر
جز لقب از نور رویت یادگاری دارمی
هوش مصنوعی: روز من با عشق تو مانند شب تاریک میگذرد، اگر غیر از نام تو، نشانهای از نور چهرهات باقی نمانده باشد.