برگردان به زبان ساده
گر جان و دل به دست غم تو ندادمی
پای نشاط بر سر گردون نهادمی
هوش مصنوعی: اگر جان و دلم را به خاطر غم تو نمیدادم، شادی و خوشیام را بر فراز آسمان قرار میدادم.
گر بیم زلف پر خم تو نیستی مرا
این کارهای بستهٔ خود برگشادمی
هوش مصنوعی: اگر از زلف پر پیچ و خم تو نترسم، این کارهای بسته و مشکل خود را برایم آسان میکنی.
ور بر سرم نبشته نبودی قضای تو
شهری پر از بتان به تو چون اوفتادمی
هوش مصنوعی: اگر مقدر نمیبود که بر سر من نوشته شود، در این شهر پر از بتان چگونه چنین سرنوشتی برای من رقم میخورد؟
واکنون چه اوفتاد دل اندر بلای تو
ای کاش ساعتی به جمال تو شادمی
هوش مصنوعی: اکنون چه بر سر دل آمده است، به خاطر مشکلاتی که تو ایجاد کردهای. ای کاش زمانی را در کنار زیبایی تو به خوشی میگذرانیدم.
گر بیتو خواست بود مرا عمر کاجکی
هرگز نبودمی و ز مادر نزادمی
هوش مصنوعی: اگر نبود عشق تو، عمر من به مانند عمر درخت کاج نیز ارزش نداشت و هرگز به دنیا نمیآمدم.