برگردان به زبان ساده
با من اندر گرفتهای کاری
کان به عمری کند ستمکاری
هوش مصنوعی: تو در کار من مشغولی و دقت نمیکنی که این کار چقدر به من ظلم کرده است و مدتهاست که ادامه دارد.
راستی زشت میکنی با من
روی نیکو چنین کند آری
هوش مصنوعی: تو با ظاهر نیکوی خود، رفتار زشت و ناپسندی را نسبت به من نشان میدهی.
بعد از این هم بکش روا دارم
هیچ ممکن شود که یکباری
هوش مصنوعی: از این به بعد هم به راحتی میتوانم بردارم. هیچ چیزی نمیتواند پیش بیاید که یک بار هم نباشد.
روزگارم گلی شکفت از تو
که به عمری چنان نهد خاری
هوش مصنوعی: در زندگیام گلی از تو شکوفا شد که در تمام عمرم به اندازهی آن درد و رنج وجود نداشته است.
گویمت بوسهای مرا گویی
گفتهاند این حدیث بسیاری
هوش مصنوعی: میخواهم از تو بوسهای بگیرم، اما تو میگویی که این را خیلیها گفتهاند.
لیکن ار عشوه بایدت بدهم
نبود یاد کرد خرواری
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد که من دلربایی کنم، نباید به یاد آوردن زحمت زیادی بکشی.
بوسه در کار تو کنم چه شود
گر برآری به خندهای کاری
هوش مصنوعی: اگر من در کار تو یک بوسه بزنم، چه پیش خواهد آمد اگر تو با یک خنده به من پاسخ دهی؟
چون رخانم سیاه خواهی کرد
سر دندان سپید کن باری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در دلی به دست آوری، باید به ظاهر خود توجه کنی و زیباییهایش را بیشتر کنی.
جان به دلال وصل تو دادم
گفتم این را بود خریداری
هوش مصنوعی: من جانم را به دلال تو سپردم و به او گفتم که این کسی را که میخواهم، بخر.
گفتم ار رایگانکم ندهی
بخرندت به تیز بازاری
هوش مصنوعی: گفتم اگر تو به من کمکی نرسانی، دیگران از تو بهرهبرداری خواهند کرد و تو را میخرند.