برگردان به زبان ساده
دیدی که پای از خط فرمان برون نهادی
دیدی که دست جور و جفا باز برگشادی
هوش مصنوعی: آیا دیدی که چگونه از زیر سلطه و فرمان بیرون آمدی و چگونه با دستان نیکو، ظلم و ستم را کنار زدی؟
بردم ز پای بازی تو دست برد عمری
بازم به دست بازی تو دست برنهادی
هوش مصنوعی: بازی تو را از پا درآوردم و مانع شدم، اما به رغم تمام تلاشهایم، باز هم نتوانستم از دست بازی تو خلاص شوم.
بر کار من نهی به جفا پای هر زمانی
کارم ز دست رفت بدین کار چون فتادی
هوش مصنوعی: هر جا که تو به من ستم کنی و پا بگذاری، کار من خراب میشود و در تمام زمانها از دستم میرود. به خاطر این رفتار تو، نتیجهام همیشه بد میشود.
در خون و خاک پیش تو میگردم وز شوخی
در چشمت آب نیست ندانم که بر چه بادی
هوش مصنوعی: من در برابر تو در اوج سختیها و مشکلات فرو میروم و از رخسار تو هیچ اثری از شادی و سرخوشی نمیبینم. نمیدانم تحت تأثیر چه شرایطی اینجا هستم.
شاد آن زمان شوی که مرا در غمی ببینی
غم طبع شد مرا چو به غم خوردنم تو شادی
هوش مصنوعی: زمانی خوشحال خواهی شد که من را در حال غمگینی ببینی. غم برای من به طبیعی تبدیل شده است، چون وقتی تو غمگینی، من خوشحال میشوم.
گویی از این پست به همه رنج یار باشم
نه رنجهات میرسد احسنت شاد بادی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که من از این جایگاه پایین، زجر مفید دیگری را برای محبوب تحمل میکنم، نه اینکه خودم درد و رنجی را تجربه کنم. احسنت بر تو، ای شادباد!
در طالعم ز کس چو وفا نیست از تو ماند
از مادر زمانه به هر طالعی که زادی
هوش مصنوعی: در سرنوشت من وفا از هیچ دوستی نیست، از تو فقط یادگاری مانده است. هر کسی به نحوی در این دنیا به دنیا آمده است.
عشقت به کار بردم و بردم چنانک بردم
عمری به باد دادی ودادی چنانک دادی
هوش مصنوعی: عشق تو را به کار گرفتم و به گونهای با آن زندگی کردم که تمام عمر را به هدر دادم و تو هم به طریقی به من چیزی دادی که فقط بیهوده بود.
ای انوریت گشته فراموش یاد بادت
کو را هنوز در همه اندیشها به یادی
هوش مصنوعی: ای یاد تو فراموش شده است، اما هنوز در دل و ذهن همه در خاطر دارم.