برگردان به زبان ساده
چه ناز است آنکه اندر سرگرفتی
به یکباره دل از ما برگرفتی
هوش مصنوعی: چه زیباست کسی که با یک حرکت، عشق و دلباختگی ما را از ما گرفته است.
ز چه بیرون به نازی درگرفتم
برون ز اندازه نازی برگرفتی
هوش مصنوعی: چرا با ناز و غمزهای خاص از من دور شدهای، در حالی که خودت نیز از حد و اندازهات فراتر رفتهای و به دل من آمدهای؟
تو را گفتم که: با من آشتی کن
رها کرده رهی دیگر گرفتی
هوش مصنوعی: به تو گفتم که با من صلح کنی، اما تو مرا رها کردهای و به راهی دیگر رفتهای.
دریغ آن دوستی با من به یکبار
شدی در جنگ و خشم از سر گرفتی
هوش مصنوعی: ای کاش آن دوستی که یکبار بین ما بود، در زمان جنگ و خشم از بین نرود و دوباره به یاد آورده شود.
نهادی بر شکر ماشورهیِ سیم
پس آنگه لعل در شکّر گرفتی
ماشوره همان ماسوره است
مرا در پایِ غم کشتی و رفتی
هوایِ دیگری در بر گرفتی
هوش مصنوعی: تو مرا با اندوه و درد به زمین زدی و خودت به سوی کسی دیگر رفتی و او را در آغوش گرفتی.