برگردان به زبان ساده
همچون سر زلف خود شکستی
آن عهد که با رهی ببستی
هوش مصنوعی: عهد و پیمانی که با من بستی، مانند سر زلف خود، به راحتی شکستهای.
بد عهد نخوانمت نگارا
هرچند که عهد من شکستی
هوش مصنوعی: ای نگار، هرچند که عهد و پیمان من را شکستی، اما من تو را بدعهد نمیخوانم.
کس سیرت و خوی تو نداند
من دانم و دل چنان که هستی
هوش مصنوعی: هیچکس به ویژگیها و رفتارهای تو آگاه نیست، اما من میدانم و دلم به خوبی میفهمد که تو چه هستی.
از شاخ وفا گلم ندادی
وز خار جفا دلم بخستی
هوش مصنوعی: از درخت وفا هیچ گلی به من نچیدی و از خاری که به من زدی، دلم را آزردی.
از هجر تو در خمارم امروز
نایافتهای ز وصل هستی
هوش مصنوعی: امروز به خاطر دوری تو در حال غم و اندوه هستم و هنوز نتوانستهام از نعمت وصال تو بهرهمند شوم.
با این همه میل من سوی تو
چون رفتن سیل سوی پستی
هوش مصنوعی: علیرغم تمام موانع و سختیها، احساس من به تو همانند جریان سیلی است که به سمت پاییندست میرود.
از جان من ای عزیز چون جان
کوتاه کن این درازدستی
هوش مصنوعی: ای عزیز، همچون جان من، اگر میخواهی که به من آسیب برسانی، این کار را زودتر انجام بده و معطل نکن.