برگردان به زبان ساده
گر مرا روزگار یارستی
کار با یار چون نگارستی
هوش مصنوعی: اگر روزگار با من مهربان باشد، رابطهام با یار به مانند زیبایی یک نگار خواهد بود.
برنگشتی چو روزگار از من
گرنه با روزگار یارستی
هوش مصنوعی: اگر تو از من جدا شدهای، مثل روزهایی که گذشت، باز نخواهی گشت؛ وگرنه با زمانه دوستانه رفتار میکردی.
برکنارم ز یار اگرنه مرا
همه مقصود در کنارستی
هوش مصنوعی: اگر از یار دور شوم، دیگر هیچ هدف و مقصودی برایم باقی نمیماند، زیرا همه چیزم در کنار اوست.
نیست در بوستان وصل گلی
این چه ژاژست کاش خارستی
هوش مصنوعی: در باغ وصل عشق، هیچ گلی وجود ندارد؛ این صحبتها بیهوده است، بهتر بود که خاری وجود داشت.
هجر بر هجر میشمارم و هیچ
بار یک وصل در شمارستی
هوش مصنوعی: من غم دوری را یکی پس از دیگری میشمارم و هیچ یک از وصالها را در حساب نمیآورم.
بیش از این روی انتظارم نیست
کاشکی روی انتظارستی
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم بیشتر از این منتظر بمانم، کاش تو هم به انتظار من باشی.
روزگارست مایهٔ همه کار
ای دریغا که روزگارستی
هوش مصنوعی: زندگی و زمانه، عامل اصلی تمام فعالیتها و کارهاست، افسوس که این خود زندگی است که بر همه چیز تاثیر میگذارد.
بارکش انوری حدیث مکن
که اگر بر خریت بارستی
هوش مصنوعی: اگر به نادانی و زحمت خود ادامه دهی، سخن از آن نبر که عواقبش خوب نخواهد بود.
در همه نامهات نامستی
در همه کارهات کارستی
هوش مصنوعی: در تمام نامهایت ویژگی خاصی وجود دارد و در تمام کارهایت هم نشانهای از تلاش و تلاش تو دیده میشود.