غزل شمارهٔ ۲۶۸
انوری
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
غزل شمارهٔ ۲۶۸
جانا به کمال صورتیای
در حسن و جمال آیتیای
وصف رخ تو چگونه گویم
میدان که به رخ قیامتیای
با وصل تو ملک جم نخواهم
زیرا که تو به ز ملکتیای
انصاف اگر دهیم جانا
آراسته خوب صورتیای
گفتی که تراام انوری باش
لیکن چه کنم که ساعتیای
غزل شمارهٔ ۲۶۷: زردرویم ز چرخِ دندانخای
غزل شمارهٔ ۲۶۹: گر مرا روزگار یارستی
اطلاعات
وزن:
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جانا به کمال صورتیای
در حسن و جمال آیتیای
هوش مصنوعی: ای جان، تو به کمال زیبایی و ظرافت، نشانهای از زیبایی و جلال هستی.
وصف رخ تو چگونه گویم
میدان که به رخ قیامتیای
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم زیبایی چهرهات را توصیف کنم، وقتی که خود میدانم چهرهات همانند روز قیامت است؟
با وصل تو ملک جم نخواهم
زیرا که تو به ز ملکتیای
هوش مصنوعی: با اینکه اگر به دنیای ملک و ثروت وصال تو را داشته باشم، برایم اهمیتی ندارد، چون تو خودت به تنهایی ارزش و مقام بالاتری داری.
انصاف اگر دهیم جانا
آراسته خوب صورتیای
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم انصاف بدهیم، ای محبوب، تو چقدر زیبا و جذاب هستی.
گفتی که تراام انوری باش
لیکن چه کنم که ساعتیای
هوش مصنوعی: تو گفتی که میخواهی با من مونس باشی، اما چه کنم که فقط لحظاتی در کنارم هستی.