برگردان به زبان ساده
تا که دستم زیر سنگ آوردهای
راستی را روز من شب کردهای
هوش مصنوعی: من به خاطر فشاری که به من وارد کردهای، حالتم به شدت بد شده و روزهایم به شب تبدیل شده است.
از غم عشق تو دل خون میخورد
وای آن مسکین که با او خوردهای
هوش مصنوعی: دل از عشق تو در حال درد و رنج است، و چه بدتر از آنکه آن مسکین برادر یا دوستانی داشته باشد که او هم در این درد سهیم است.
یک به ریشم کم کن از آهنگ جور
گرنه با ایام در یک پردهای
هوش مصنوعی: یک مقدار از بار غم و غصهات را کم کن، چون در غیر این صورت با حوادث و روزگار یکی میشوی و مثل یک نمایش تکراری به نظر میرسی.
دل همی دزدی و منکر میشوی
بازیی نیکو به کو آوردهای
هوش مصنوعی: دل تو در حال دزدی است و تو در حال انکار آنی. اما بازی خوبی را به این میان آوردهای.
با چنین دست اندرین بازی مگر
سالها این نوع می پروردهای
هوش مصنوعی: با چنین افرادی که به این شیوه رفتار میکنند، آیا ممکن است سالهاست که به این سبک به پرورش و تربیت پرداختهای؟
انوری دم درکش و تسلیم کن
کین ستم بر خویشتن خود کردهای
هوش مصنوعی: ای انوری، به درگاه خداوند بیفت و تسلیم شو، زیرا این رنج و ستمی که به خود میزنی، نتیجهی اعمال خودت است.