* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جرم رهی دوستی روی تو
آفت سودای دلش موی تو
هوش مصنوعی: جرم من، عشق به چهرهی تو است و درد دل من به خاطر زیبایی موهای توست.
دل نفس عشق تو تنها زند
در همه دلها هوس روی تو
هوش مصنوعی: دل تنها به خاطر عشق تو در تمام دلها آرزوی دیدن روی تو را دارد.
ناوک غمزه مزن آندان که او
کشتهٔ هر غمزدهٔ خوی تو
هوش مصنوعی: از نگاه کردن به کسی که با ناز و غمزه خود دلها را میبرد، پرهیز کن؛ زیرا او خود کشنده کسانی است که به خاطر زیبایی او دچار درد و غم شدهاند.
هست بسی یوسف یعقوب رنگ
پیرهنی کوست درو بوی تو
هوش مصنوعی: بسیاری از یوسفها هستند که مانند یوسف نباید در رنگ پیراهنی که بوی تو را میدهد، ذاتی دیگر از خود نشان دهند.
از در خود عاشق خود را مران
رحم کن انگار سگ کوی تو
هوش مصنوعی: از در خود عاشق خود را دور نکن، رحم کن، به او مانند سگی که در کوچهات است، رحم کن.