برگردان به زبان ساده
دل بدادیم و جان نمیخواهیم
خلوتی جز نهان نمیخواهیم
هوش مصنوعی: ما دل خود را به کسی دادهایم و دیگر به دنبال جان نیستیم، فقط آرامش و خلوتی از نوع مخفی و پنهان را میخواهیم.
از نهانی که هست خلوت ما
پای دل در میان نمیخواهیم
هوش مصنوعی: ما در گوشهای خلوت نشستهایم و نمیخواهیم که دلمان را در جمع و هیاهو بگذاریم.
خدمت تو مرا ز جان بیش است
شاید ار زانکه جان نمیخواهیم
هوش مصنوعی: خدمت به تو برای من از جانم هم ارزشمندتر است، شاید به این دلیل که دیگر جان را نمیخواهم.
هستی جان و دل خصومت ماست
هستی هر دوان نمیخواهیم
هوش مصنوعی: وجود ما از دشمنی و کینه پر شده است و حضور هر دو ما را نمیخواهیم.
با تو بوی وجود جان نه خوشست
لقمه بر استخوان نمیخواهیم
هوش مصنوعی: در حضور تو، وجودم خوشبو و زنده است و نیازی به لقمهای که بر روی استخوان است، احساس نمیکنم.
من و معشوقه و بر این مفزای
زحمت دیگران نمیخواهیم
هوش مصنوعی: ما و محبوبمان و هیچ دردسری از طرف دیگران نمیخواهیم.
گر بود شیشهای نباشد بد
مطربی قلتبان نمیخواهیم
هوش مصنوعی: اگر شیشهای وجود نداشته باشد، بد بودن هنرنمایی قابل تحمل نخواهد بود و نیازی به موسیقیدان بدی نیست.