برگردان به زبان ساده
تا رخت دل اندر سر زلف تو نهادیم
بر رخ ز غم عشق تو خونابه گشادیم
هوش مصنوعی: ما عشق تو را در دل خود به سامان کردیم و از غم و اندوه آن، اشکهایمان جاری شد.
در کار تو جان را به جفا نیست گرفتیم
در راه تو رخ را به وفاراست نهادیم
هوش مصنوعی: ما در تلاش و کوشش برای تو، جان خود را به سختی و زحمت ندادهایم و برای تو، چهرهمان را با وفاداری و صداقت به نمایش گذاشتهایم.
در آرزوی روی تو از دست برفتیم
واندر طلب وصل تو از پای فتادیم
هوش مصنوعی: در آرزوی دیدن روی تو از دست رفتیم و در تلاش برای رسیدن به وصال تو، از پا افتادیم.
چون فتنهٔ دیدار تو گشتیم به ناکام
در بندگی روی تو اقرار بدادیم
هوش مصنوعی: زمانی که درگیر مشکل دیدار تو شدیم، به طور ناخواسته در پذیرش شکست و بندگی، به روی تو اعتراف کردیم.
تا بستهٔ بند اجل خویش نگردیم
از بند غم عشق تو آزاد مبادیم
هوش مصنوعی: تا زمانی که به تقدیر خود گرفتار نشویم، از رنج عشق تو رها نخواهیم بود.
نینی به اجل هم نرهیم از غم عشقت
با عشق تو میریم که با عشق تو زادیم
هوش مصنوعی: ما هرگز از غم عشق تو رهایی پیدا نمیکنیم، حتی اگر به مرگ نزدیک شویم. از عشق تو جان خواهیم داد، زیرا با عشق تو به دنیا آمدهایم.