برگردان به زبان ساده
تو دانی که من جز تو کس را ندانم
تویی یار پیدا و یار نهانم
هوش مصنوعی: تو میدانی که من هیچکس را جز تو نمیشناسم. تو هم یار آشکار من هستی و هم یار پنهانم.
مرا جای صبر است و دانم که دانی
ترا جای شکرست و دانی که دانم
هوش مصنوعی: من در جایی هستم که باید صبر کنم و تو نیز میدانی که باید شکرگزار باشی و از این موضوع آگاه هستی که من این را میدانم.
برانی که خونم به خواری بریزی
برای رضای تو من بر همانم
هوش مصنوعی: اگر بخواهی که خون من بر زمین ریخته شود تا رضایت تو جلب شود، من همچنان بر سر عهد و آرزوهایم ایستادهام.
مرا گویی از من به جز غم نبینی
همین است اگر راست خواهی گمانم
هوش مصنوعی: شما میگویید که از من جز غم چیزی نمیبینید، ولی اگر بخواهید راست بگویید، من هم همین فکر را در مورد شما دارم.
گر از وصل تو شاد گردم و گرنه
به هرسان که باشد ز غم درنمانم
هوش مصنوعی: اگر از وصل تو خوشحال شوم یا نه، در هر صورت از درد و اندوه خلاص نخواهم شد.
میان من و تو هم اندر هم آمد
چو درجست و جوی تو جان بر میانم
هوش مصنوعی: میان من و تو، وقتی که به هم میرسیم، مانند جستوجویی است که جانم در میانه این ارتباط قرار دارد.
عجب نیست کز انوری بر کرانی
مرا بین که اویم و زو بر کرانم
هوش مصنوعی: عجیب نیست که من در کنار انوری دیده میشوم، چون خودم نیز در کنار او هستم.