برگردان به زبان ساده
دل رفت و این بتر بر دلبر نمیرسم
کان میکنم ولیک به گوهر نمیرسم
هوش مصنوعی: دل من رفته و حالا نمیتوانم به محبوبم نزدیک شوم. هر چند تلاش میکنم، اما به حقیقتی که میخواهم نمیرسم.
درویش حال کرد غم عشق او مرا
زان در وصال یار توانگر نمیرسم
هوش مصنوعی: درویش از عشق او حال خوشی دارد، اما من به خاطر اینکه به وصال یار ثروتمند نرسیدهام، غمگینم.
باغ وصال را به همه حالها درست
گمره شدم ز هجر بدان در نمیرسم
هوش مصنوعی: در هر شرایطی که باشم، به خاطر دوری از معشوق در رسیدن به باغ وصال او ناکام و آشفته هستم.
دارد وصال یار یکی پایهٔ بلند
آری مرا چه جرم بود بر نمیرسم
هوش مصنوعی: دوباره با یارم ملاقات میکنم، اما چرا باید به خاطر این آرزو، مورد سرزنش قرار بگیرم؟
هجران یار هست مرا گر وصال نیست
با او بساختم چو به دیگر نمیرسم
هوش مصنوعی: فراق و دوری یار برای من سخت است، حتی اگر نتوانم به وصال او برسم. به همین دلیل، با این حالت کنار آمدهام.