برگردان به زبان ساده
کارم به جان رسید و به جانان نمیرسم
دردم ز حد گذشت و به درمان نمیرسم
هوش مصنوعی: کارم به جایی رسیده که به شدت دلم گرفته و به محبوبم دسترسی ندارم. درد و رنج من بیش از حد شده و هیچ درمانی برای آن پیدا نمیکنم.
ایمان و کفر نیست مرا در غمش که من
در کار او به کفر و به ایمان نمیرسم
هوش مصنوعی: درد و غم او برای من فرقی نمیکند که به ایمان یا کفر متعلق باشم، چون در درک و شناخت کار او، به هیچکدام از این دو نمیتوانم دست پیدا کنم.
راهیست بیکرانه غم عشقش و مرا
چون پای صبر نیست به پایان نمیرسم
هوش مصنوعی: مسیر غم عشق او به اندازهای گسترده و بیپایان است که من با توجه به اینکه صبر و تحملی ندارم، هیچگاه به انتها نمیرسم.
یاریست بس عزیز به ما زان نمیرسد
صیدیست بس شگرف بدو زان نمیرسم
هوش مصنوعی: یارم بسیار گرانقدر و بااهمیت است، اما من نمیتوانم به او دست پیدا کنم. او موجودی فوق العاده و بینظیر است، اما من به او نخواهم رسید.
گوید به ما ز حرمت ما کم همی رسی
حرمت بهانهایست ز حرمان نمیرسم
هوش مصنوعی: میگوید اگر حرمت ما کاهش یابد، دلیلش این است که بهانهای برای این کاهش وجود ندارد و من از حرمان و نرسیدن به چیزی در رنج هستم.
سلطان عشق او چو دلم را اسیر کرد
معذورم ار به خدمت سلطان نمیرسم
هوش مصنوعی: وقتی سلطان عشق دل من را به تسخیر درآورد، از اینکه نتوانم به خدمتی بپردازم، معذورم.