برگردان به زبان ساده
بیا تا ببینی که من بر چه کارم
نیایی میا برگ این هم ندارم
هوش مصنوعی: بیا تا ببینی که من در چه حال و روزی هستم، اگر نمیخواهی بیایی، اشکالی ندارد، حتی برگی هم برای تو ندارم.
به جانی که بیتو مرا میبرآید
چه باید جهانی به هم برنیارم
هوش مصنوعی: اگر وجود تو از زندگیام دور باشد، چه اهمیتی دارد که جهان را بههم بریزم؟
دلی دارم آنجا نه بی پای مردم
غمی دارم آنجا نه بیدستیارم
هوش مصنوعی: من دلی دارم که در آنجا هیچکس نیست، و غمی دارم که در آنجا کسی نیست به من کمک کند.
مرا گویی از عشق من بر چه کاری
اگر کار این است بر هیچ کارم
هوش مصنوعی: میگویی که از عشق من چه فایدهای داری، اما اگر این عشق به این شکل است، من هیچ کاری نمیخواهم انجام دهم.
منم گاه و بیگاه در دخل و خرجی
غمی میستانم دمی میسپارم
هوش مصنوعی: من در طول روز، گاهی به بهانهی مخارج و درآمدها، دچار غم و اندوه میشوم و لحظهای از آن راحتی نمییابم.
غمت با دلم گفت کز عشق چونی
نفس برنیاورد یعنی که زارم
هوش مصنوعی: غم تو به دلم گفت که وضعیت عشقم چطور است. این حکایت از این دارد که من به قدری زار و نزار هستم که حتی نمیتوانم نفس بکشم.
چه گویی غم تو بدان سر درآرد
که در سایهٔ دولتش سر برآرم
هوش مصنوعی: چه بگویم دربارهٔ غمت، که چگونه میتواند در سایهٔ حمایت او برطرف شود و من سر بلند کنم.
فراقا به روز خودت هم ببینم
اگر هیچ باقی است بر روزگارم
هوش مصنوعی: اگر روزی دوباره همدیگر را دیدم، به یاد بیاورم که آیا هنوز چیزی از گذشتهام باقی مانده است یا نه.