برگردان به زبان ساده
خهخه به نام ایزد آن روی کیست یارب
آن سحر چشم و آن رخ آن زلف و خال و آن لب
هوش مصنوعی: با نام خدا، آن چهرهی زیبا و دلربا کیست؟ ای کاش میدانستم آن چشمان سحرآمیز، آن صورت دلنشین، آن موهای مجعد، آن خال و آن لب چه کسی هستند.
در وصف حسن آن لب ناهید چنگ مطرب
بر چرخ حسن آن رخ خورشید برج کوکب
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت لبان شخصی اشاره دارد که به ناهید (فرشته یا الهه زیبایی) تشبیه شده است. مانند اینکه صدای خوش موسیقی در آسمان به خاطر زیبایی چهرهاش برکشیده میشود و مشابهتی با درخشش خورشید و ستارهها دارد. به طور کلی، شاعر زیبایی این فرد را به نمادهای زیبا و دلنشین در طبیعت ایهام میکند.
مسرور عیش او را این عیش عادتی غم
بیمار هجر او را این مرگ صورتی تب
هوش مصنوعی: شادی ناشی از خوشی او مانند عیشی است که به عادت تبدیل شده و غم ناشی از دوری او مثل مرگ و دردهای جسمانی است.
نقشی نگاشت خطش از مشک سوده بر گل
دامن فکند زلفش بر روز روشن از شب
هوش مصنوعی: نقشی زیبا از خط خوش بر روی گل دامن کشیده شده و زلف او در روشنایی روز همچون شب به نظر میرسد.
دامیست چین زلفش عقل اندرو معلق
جزعیست چشم شوخش سحر اندرو مرکب
هوش مصنوعی: چینی زلف او مانند دام است که عقل را در آن به تردید فرو میبرد و چشمش مانند سحر، در آن شرایط را زیبا و شگفتانگیز میسازد.
گه مشک میفشاند بر مه ز گرد موکب
گه ماه مینگارد در ره ز نعل مرکب
هوش مصنوعی: گاهی بوی خوش مشک از دور و از کنار جمعی به مشام میرسد و گاهی نیز نور ماه بر اثر نعل اسبها در مسیر میتابد.
در پیش نور رویش گردون به دست حسرت
بربست روی خود را بشکست نیش عقرب
هوش مصنوعی: در برابر زیبایی و نور چهرهاش، آسمان به دلیل حسرت بر دستش را گرفته و رویش را پنهان کرده است؛ گویی که نیش عقرب چهرهاش را شکسته است.
بردارد ار بخواهد زلف و رخش به یک ره
ترتیب کفر وایمان آیین کیش و مذهب
هوش مصنوعی: اگر بخواهد، میتواند با زلف و چهرهاش، هم کفر و هم ایمان را به یک نحو مرتب کند و آداب و رسوم هر دو را به یک شکل درآورد.
در من یزید وصلش جانی جوی نیرزد
ای انوری چه لافی چندین ز قلب و قالب
هوش مصنوعی: در من، عشق وصل او مثل جان من ارزش ندارد. ای انوری، چرا به خاطر قلب و ظاهر اینقدر ادعا میکنی؟