برگردان به زبان ساده
بدرودِ شب دوش که چون ماه برآمد
ناخوانده نگارم ز در حجره درآمد
هوش مصنوعی: خداحافظی با شبی که مانند ماه درخشید و معشوقهام به طور ناگهانی از در اتاقم وارد شد.
زیر و زبر از غایت مستی و چو بنشست
مجلس همه از ولوله زیر و زبر آمد
هوش مصنوعی: در حالتی از شادی و سرخوشی، وقتی که جمعی نشستهاند، هیجانی که در فضا حاکم است باعث میشود که اوضاع و احوال به شدت تغییر کند و همه چیز به هم بریزد.
نقلم همه شد شکر و بادام که آن بت
با چشم چو بادام و لب چون شکر آمد
هوش مصنوعی: همه چیز من به شیرینی شکر و تردی بادام تبدیل شده است، زیرا آن معشوق با چشمانی به زیبایی بادام و لبی همچون شکر به من نگریسته است.
زان قد چو شاخ سمن و روی چو گلبرگ
صد شاخ نشاطم چو درآمد به بر آمد
هوش مصنوعی: از آن قد که مانند شاخ سمن است و روی آن مانند گلبرگ، شادابی و نشاط من وقتی به اوج رسید که او را در آغوش گرفتم.
از خجلت رویش به دهان تیره فروشد
هر ماه که دوش از افق جام برآمد
هوش مصنوعی: هر ماه به خاطر شرم و حیا، صورتش را از دید مردم میپوشاند، چرا که مانند ماهی که از افق بالا میآید، همچنان درخشان و زیباست.
بودیم به هم درشده با قامت موزون
وان قامت موزون ز قیامت بتر آمد
هوش مصنوعی: ما به طور هماهنگ و متناسب با هم بودیم و این تناسب و زیبایی در قیامت از آن بیشتر و حیرتآورتر خواهد بود.
ما بیسر و سامان ز خرابی و زمانه
فریاد همی کرد که شبتان به سر آمد
هوش مصنوعی: ما از بینظمی و خراب شدن اوضاع رنج میبریم و زمانه به ما هشدار میدهد که شب پایان یافته و باید به واقعیتهای جدید توجه کنیم.
شب روز شود بعد نسیم سحر و دوش
شد روز دلم شب چو نسیم سحر آمد
هوش مصنوعی: پس از آن که نسیم صبحگاهی وزیدن میگیرد، شب به روز تبدیل میشود. دلم در حالی که شب است، به مانند نسیم سحری میآید و حالتی دلانگیز و لطیف به وجود میآورد.